چرا تعداد فیلم های نیما شاهرخ شاهی بسیار زیاد است؟

نیما شاهرخ شاهی

نیما شاهرخ شاهی (به انگلیسی: nima shahrokh shahi) بازیگر جوان و خوش چهره و سرشناسی است که در تاریخ ۱۷ مرداد ماه سال  ۱۳۶۰ به دنیا آمدخ و نیما شاهرخ شاهی و مادرش در خیابان ولنجک شهر تهران زندگی می کنند. نیما شاهرخ شاهی در رشته عمران در دانشگاه درس خوانده و فارغ التحصیل شده و مدرک دانشگاهی دارد.

بیوگرافی نیما شاهرخ شاهی نشان می دهد که او یک خواهر به نام نیلوفر است که در کشور سوئد زندگی می نماید. عکس همسر نیما شاهرخ شاهی را زیاد می بینیم و در مورد همسر نیما شاهرخ شاهی زیاد می خوانیم و می شنویم ولی تا بحال نیما شاهرخ شاهی ازدواج نکرده است و مجرد است. البته خود او بعد از شرکت در برنامه دورهمی گفت که ممکن است به زودی شاهد عروسی نیما شاهرخ شاهی هم باشیم.

عکس های نیما شاهرخ شاهی نشان می دهد که او عاشق گردشگری و سفر است و عاشق فوتبال و طرفدار تیم استقلال است و به روزنامه های ورزشی علاقه دارد و در وقت بیکاری مطالعه می کنند.

نیما شاهر شاهی بازیگری در سینما را در سال ۸۲ و با بازی در فیلم مکس به کارگردانی سامان مقدم در نقش امیر علی به ایفای نقش پرداخت و بازیگری در تلویزیون را در سال و با بازی در سریال شمس العماره 88 آغاز نمود

نیما شاهرخ شاهی مدیریت کافی شاپ خود در مجتمع تجاری خلیج فارس  محله ولنجک یه نام (الی) را هم بر عهده دارد و در ساخت و ساز هم فعالیت دارد. نیما شروع به بازیگری را با شرکت و تست در کلاس های بازیگری آغاز نمود.

تعداد فیلم های نیما شاهرخ شاهی بسیار زیاد است و او دلیل این همه کار را مخارج بالای زندگی می داند.

شما که در رشته عمران تحصیل کرده‌اید چرا بازیگر شدید؟

خیلی اتفاقی بود. من همین الان هم از طریق رشته تحصیلی‌ام درآمد اصلی‌ام را کسب می‌کنم. یکی از دوستانم مرا برای تست به سامان مقدم معرفی کرد اما چیزی می‌خواهم بگویم؛ زمانی هست که بازیگر می‌فهمد هیچ چیز بلد نیست. پس باید دنبال کسب این دانش رفت، آنهایی که مانده‌اند زحمت کشیده‌اند. من با هنر آشنایی نداشتم اما سعی کردم خودم را قوی کنم و اگر این کار را نکنم نمی‌توانم در هنر و سینما جای داشته باشم بازیگری شغل من نیست، عاشقشم! قبل از اینکه وارد دنیای بازیگری شوید اصولا چقدر فیلم می‌دیدید و مجله می‌خواندید؟ هیچی، اصلا دغدغه بازیگری نداشتم ولی در مسیرش قرار گرفتم. بعضی وقت‌ها هست که آدم به چیزی علاقه ندارد ولی وقتی در مسیرش قرار می‌گیرد عاشقش می‌شود.

قبل از اینکه وارد دنیای بازیگری شوید اصولا چقدر فیلم می‌دیدید و مجله می‌خواندید؟

هیچی، اصلا دغدغه بازیگری نداشتم ولی در مسیرش قرار گرفتم. بعضی وقت‌ها هست که آدم به چیزی علاقه خاصی ندارد ولی وقتی در مسیرش قرار می‌گیرد عاشقش خواهد شد.

از اون بچه‌ های آب زیرکاه بودم ! ظاهری آروم داشتم ولی حسابی شیطون بودم. اگر عکس نیما شاهرخ شاهی را در کودکی ببینید فکر می کنید چقدر مظلوم است اما آتیش به پا می کردم و خودم کنار می رفتم و همه این شرارت‌ ها به اسم بنده خداهای دیگه تمام می شد برعکس بچه‌ های امروز، از صبح تا غروب تو کوچه بودم و مشغول فوتبال با توپ پلاستیکی …

 

ناگفته هایی در مورد هومن سیدی و زندگیش

هومن سیدی

هومن سیدی متولد سال 1359 است و در رشت به دنیا آمده و در خانواده ای متولد که سه پسر هستند و یک دختر بنام های حامد،هومن،هامون و خوهرشان هیلدا. هامون در کنار هومن است و نقش هایی برای آینده اش دارد و حامد هم نزدی پدر و مادرشان زندگی میکند.هیلدا هم خواهرش  پزشکی میخواند.

hooman seyedi(هومن سیدی) حدودا 13 سال است که بشکل حرفه ای کار میکند و از نظر کمی و کیفی رشد سریع و خوبی داشته و قابل تقدیره.هومن سیدی و آزاده صمدی حضور مشترکی در پردیس سینمایی کوروش برای اکران فیلم سیزده داشتند .فیلم سیزده که از ساخته های هومن سیدی است و به تهیه کنندگی سعید سعدی آزاده صمدی نیز دز این فیلم ایفای نقش میکند و چیزی که فیلم سینمایی سیزده را از بقیه فیلم های سینمایی متمایز میکند اینست که این فیلم برای نوجوان ها نیست و برای بزرگترهاست و درباره نوجوان ها.فیلمی با ریتم تند و با کلی گره و قافلگیری است. هومن سیدی و همسرش چه سرگذشتی داشتند؟اینستاگرام هومن سیدی پر از عکس های متفاوت از خودش  است که متن هایی که انتخاب کرده معمولا از افراد سرشناس و معروف دنیاست.او در مورد پرویز پرستویی نوشته که واقعا او را دوست دارد و از وقتی که او را دید شیفته او شد .شیفته  و هنر و منش او و باورش نمیشده که او را ببیند و پرویز پرستویی باعث شده دنیایش تغییر کند و با کلی تعریف و تمجید از او روز بازیگر را به او تبریک گفت. دختر هومن سیدی براستی کیست و آیا حقیقت دارد که سیدی دختری دارد؟ خیر او دختری ندارد هومن سیدی در گفتگویش گفت من فرزند دارم و بچه ای که در اعترافات با من  بازی میکرد و عکس آن در فضای مجازی هست،او دختر من نیست و شایعه است.گفت متاسفانه من بچه ای ندارم.

دلیل جدایی هومن سیدی و آزاده صمدی مشخص نیست و فقط شایعات در مورد آنها در فضای مجازی وجود دارد که حقیقت ندارند.آزاده صمدی میگوید من با اینکه با هومن سیدی همبازی شوم مشکلی ندارم.صمدی همواره سکوت کرده و درباره ماجرای طلاقش چیزی نگفته او میگوید همیشه اتفاقی میفتد که قرار بوده بیفته و اینکه چطور به ماجرا نگاه کنی در ذهن توست اینکه میتونی زانوی غم بغل بگیری و ناراحتی کنی و بگی من یک زن قربانیم در این اجتماع.یا اینکه بگی مسیر زندگی من تا اینجا این بوده و الان این نیست،پس باید چکار کنم؟باید ادامه اش دهم چون ما محکومیم به زندگی کردن و خوب زندگی کردن و من جوری زندگی میکنم که از زندگیم لذت ببرم.

هومن سیدی خندوانه را با صحبت هایش متقاوت تر کرد و با آن که بنظر ادم کم حرفی میاد با رامبد جوان کلی صحبت کرد و رامبد جوان گفت همه کسانی که به خندوانه دعوت میشوند ویژگی خاصی دارند که در حرفه خودشان فردی موفق اند و حرف برای گفتن دارند و شخصیت متوسطی در حرفه اش نیست و رو به بالاست.هومن سیدی گفت خیلی خوبه و من خوشحالم از این بابت.رامبد هم گقت تو با کیفیت و کمیت رشد کردی و موفقیتت را بدست آوردی. هومن سیدی در خندوانه گفت تا زمانیکه بچه بودیم و باید حرف خانواده را میشنیدیم بله و مادر کمی سختگیر تر از پدر بود و پدر مهربانتر بود البته به ظاهر.مسئویت نظم و انظبات بیشتر بر عهده مادر بود.و کلا از مادر بیشتر حساب میبردیم.هومن سیدی در عاشقانه نقش متفاوت و جذابی دارد.دو روز پیش در ایستاگرام مربوط به عاشقانه اعلام شد که عاشقانه رکورد زد . نامزدهای  17امین جشن حافظ و یکی از این نامزدها عاشقانه به کارگردانی هومن کبیری است . در این بخش اثاری مورد بررسی قرار گرفته اند که در سال 1395 از صدا و سیما پخش شده اند یا وارد شبکه نمایش خانگی شده اند.

 

 

 

 

 

به تعداد افراد علاقمند راه برای ورود به دنیای بازیگری هست!

بهاره کیان افشار

بهاره کیان افشار (به انگلیسی: bahareh kian afshar) بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون است. بهاره کیان افشار یکی از بازیگرانی است که در مورد نقش هایش حساسیت های خاص خودش را به خرج می دهد.

در مورد بیوگرافی بهاره کیان افشار باید بدانیم که بهاره کیان افشار متولد سال سال 1362 بوده و در 12 اردیبهشت ماه به دنیا آمده است.

بهاره کیان افشار بازیگری را از سال 1382 با بازی در مجموعه کلاه پهلوی به کارگردانی سیدضیا الدین دری شروع نمود و میتوان گفت حضورش در این مجموعه نقطه عطف وی در کارنامه کاری اش به شمار می آید.

عکس های بهاره کیان افشار در این سریال هنوز جزء بهترین و خاطره انگیزترین تصاویری است که به تقابل فرهنگ و آیین شرق و غرب اشاره دارد.

بهاره کیان افشار نیز در مجموعه گاهی به پشت سر نگاه کن که ایام رمضان 94 از شبکه دو پخش میگردد حضور داشت و یکی از نقش های اصلی این سریال را ایفا می کرد.

آخرین کار بهاره کیان افشار حضور در سریال عاشقانه به کارگردای منوچهر هادی می باشد که نقش درسا را در آن ایفا می نماید.

بهاره کیان افشار در فیلمهای سینمایی گناهکاران و هیچ کجا هیچکس نیز به ایفای نقش پرداخته است.

بهاره کیان افشار و همسرش در حال حاضر یک عامل است که همه ی علاقمندان را کنجکاو کرده و ازدواج بهاره کیان افشار هنوز روی نداده است و وی مجرد می باشد و تاکنون ازدواج نکرده است.

بهاره کیان افشار در مورد بازیگری و علاقه اش به این حرفه این چنین می گوید:

علاقه‌ام به بازیگری از کودکی آغاز شد. کلاس دوم دبستان بودم که به گروه تئاتر مدرسه ملحق شدم و از همان دوران دبستان به‌شدت از بازی در تئاتر لذت می‌بردم. این نمایش‌ها معمولا در مراسم‌ جشن‌های مدرسه اجرا می‌شد که قطعا همه‌مان از آنها خاطراتی داریم و در گروه‌های مختلف تئاتر، سرود و … عضو بودیم. این نمایش‌ها و نقش‌ها معمولا خیلی کوتاه بودند اما من در همان لحظات کوتاه هم نهایت لذت را از نقش‌آفرینی‌ام می‌بردم.

علاقه‌مندی‌ام از دوران کودکی شروع شد اما بعدها با جدیت بیشتری این هنر را دنبال کردم و با خانواده‌ام به تماشای تئاتر می‌رفتیم؛ مثلا یادم هست وقتی تئاتر «دندون طلا» به کارگردانی آقای داوود میرباقری و تئاتر «دایره گچی» به کارگردانی آقای حمید سمندریان را دیدم، بازیگری در تئاتر برایم خیلی جدی و تبدیل به یک رویا شد. با تماشای بازیگران این تئاتر‌ها آرزو کردم روزی مانند آنها روی صحنه باشم و در کارهایی تا آن حد قوی ظاهر شوم.

خانواده‌ام مخالف حضور من در دنیای بازیگری بودند اما الان مشوقم هستند

از آنجا که خانواده‌ام در دوران نوجوانی همیشه مخالف حضورم در دنیای تئاتر بود، عطش بازیگری در من بیشتر می‌شد. طبیعی است وقتی انسان را از چیزی منع کنند اتفاقا بیشتر به سمت آن جذب می‌شود؛ به خصوص اگر این مساله در نوجوانی اتفاق بیفتد چون در این سن همه‌مان کمی خودسر و کله‌شق هستیم. (می‌خندد) راضی کردن خانواده‌ام برای ورود به دنیای بازیگری با سختی همراه بود و زمان زیادی برد اما خوشبختانه در نهایت توانستم راضی‌شان کنم؛ به شکلی که الان جزو حامیان و مشوقان اصلی من و بسیار همراه هستند و کارهایم را با علاقه پیگیری می‌کنند و حتی وقتی برخی پیشنهاد‌ها را رد می‌کنم می‌گویند: « اینقدر سخت نگیر » یا می‌گویند « بهاره چرا اینقدر کم‌کار شده‌ای؟ » (می‌خندد) من فکر می‌کنم اگر انسان اراده کند می‌تواند سرنوشتش را به‌نفع آرزوهایش تغییر دهد.

من دوره های بازیگری را نگذرانده ام و در رشته کامپیوتر هم تحصیل کرده ام و از طریق یکی از دوستانم به مسئول انتخاب بازیگر ان سریال کلاه پهلوی معرفی شدم و به نظرم به تعداد افراد علاقمند راه برای ورود به دنیای بازیگری هست. تنها بعد از انتخابم در خود کار شروع کردم به یادگیری بازیگری!

اینستاگرام بهاره کیان افشار کاملا تخصصی است و او سعی می کند تا در مورد زندگی شخصی کمتر در شبکه های صحبت کند، و دلیل آن را هم طرز برخورد برخی از افراد بیان می کند.

آنچه از عکس بهاره کیان افشار به طور کامل می توان فهمید این است که او با بسیاری از همکاران خود در این رشته متفاوت است و بسیار ساده لباس می پوشد و از یک آرایش ساده و ملایم استفاده می کند که خاص خود اوست. بهاره کیان افشار بی حجاب دیده نشده چون مانند بسیاری از بازیگران به این نکته توجه می کند که چنین حواشی می تواند به ادامه فعالیت در دنیای حرفه ای ضربه بزند.

پولاد کیمیایی از کجا شروع به کار کرد؟

پولاد کیمیایی

پولاد کیمیایی، فرزند مسعود کیمیایی، کارگردان و  مادر پولاد کیمیایی گیتی پاشایی، خواننده ایرانی، در ۲۳ تیر سال ۱۳۵۹ در تهران به دنیا آمد. شروع فعالیت سینمایی او با فیلم ” سرب ” (مسعود کیمیایی) به عنوان بازیگر در سال ۱۳۶۷ بود . پولاد کیمیایی با حضور در فیلم ” تجارت ” ساخته پدرش ، از آلمان به ایران آمد و در ایران ماند و در فیلم های پدرش در نقش های دوم ظاهر شد . در یکی از فیلم های پولاد کیمیایی به نام  ” اعتراض ” گوشه هایی از توانایی هایش را می بینیم اما در فیلم ” حکم ” عالی بازی می کند و از همه بازیگران قدرتمند فیلم ، بهتر ظاهر می شود. بهترین کار او را می توان سریال “مرگ تدریجی یک رویا ” دانست که پولاد در آن با گریمی خاص و نقشی متفاوت ظاهر شده است .

او که سال‌ها در سینمای پدرش، مسعود کیمیایی بازی کرده بود این بار پولاد کیمیایی و سحر قریشی، حمید فرخ نژاد و ساعد سهیلی درباره با یکدیگر در فیلم گشت ارشاد همبازی می شوند. او درباره جدایی از این قالب «تعریف شده و کلیشه‌ای برای خودش» می‌گوید:

من و پدرم دو جور مختلف زندگی کردیم و دو عقیده متفاوت داریم. و قهرمان سینمای کیمیایی بودن خودش بزرگ‌ترین فرصت است، چون این فرصت آرزوی خیلی از ستارگان سینماست اما برای من در جاهایی هم فرصت‌های زیادی را گرفته. قهرمان سینمای کیمیایی شدن برای من راه طولانی و سختی بود از سرب و تجارت و سلطان رئیس و حکم و محاکمه در خیابان و جرم، رسیدن به این نقطه خیلی سخت بود. من در «جرم» خودم را شایسته سیمرغ می‌دانستم ولی این اتفاق نیفتاد اما درس بزرگی برای من بود و استقلالم را بیشتر کرد.

پولاد کیمیایی و گوگوش نسبت خاصی باهم ندارند و فقط مدتی او همسر پدرش بوده است. اما اگر بخواهیم در مورد زندگی خصوصی این بازیگر بدانیم دوست داریم بدانیم که همسر پولاد کیمیایی کیست؟ به نتیجه خواصی نخواهیم رسید چون او تا به حال در مورد این مورد صحبتی در هیچ جا به مدان نیاورده است و البته برخی در مورد پولاد کیمیایی و همسرش ویدیوهایی را در سایت های مختلف قرار داده اند که از سوی او این طور رفتارها در شبکه های اجتماعی مطلوب نمی نماید. و کمتر پیش آمده که عکس پولاد کیمیایی توسط خود او در اینترنت منتشر شده باشد.

«قاتل اهلي» ساخته مسعود‌ كيميايي صرف نظر از همه حاشیه هایش فیلم ضعیفی است. در سالهای اخیر همه فیلمهای مسعود کیمیایی به شکلی حاشیه داشته اند، بعضی بیشتر بعضی کمتر؛ برخی رسانه ای شده اند و برخی نه و البته همگی نیز براین نکته تاکید داشته اند که خود مسعود کیمیایی مهمتر از فیلمهایش بوده. حاشیه مهمتر از متن بوده، حال این حاشیه حرکت های نمایشی و جنجال آفرینی های سازنده بوده یا دعوا و مرافعه اش با دیگران پشت صحنه و…

کیمیایی این روزها متاسفانه با باور اینکه پس از نیم قرن فیلمسازی بهتر از هر کسی سینما و فیلمسازی را بلد است؛  بی آنکه به مخاطب بیندیشد و بی آنکه به نفس هنر و بیندیشد و حتی بی آنکه به خود سینما بیندیشد، تنها تصویر گر تمایلات شخصی خود بوده است. به نظر من این احساس بیگانگی و سرخوردگی که حتی علاقمندان پایمرد سینمای او دچارش شده اند از این ناشی می شود.

به شخصه هیچگاه از شیفتگان سینمای او نبوده ام، هرچند برخی از فیلمهایش را دوست داشته و پسندیده ام؛ اما تجربه بودن درکنار یکی از علاقمندان سینمای او و حتی فراتر از این کسی که با فیلمهای قدیمی کیمیایی به این هنر علاقمند شده تصویر دقیق و روشنی از این مسئله پیش روی من گذاشته است. به گمانم دعوای او با تهیه کننده قاتل اهلی و یا سرمایه گذار و بازیگر فیلم رئیس و مواردی از این دست تا حد زیادی ناشی از همین فردگرایی و عدم یکدستی گروه سازنده آثارش بوده.

قاتل اهلی فیلمی خوش عکس است، کارگردانی فیلم در برخی فصل ها قابل اعتناست؛ اما کلیت فیلم نه تنها آشفته که به شدت بی سروته و از همه بدتر بی ربط به این روزگار است. این بی ربط بودن به زمانه بزرگترین معضلی است که گریبان فیلم و سازنده اش را گرفته؛ فیلمسازی که با پوست انداختن ظاهری قهرمانان فیلمهایش، کوشیده خود را به این روزگار نزدیک کند اما نه تنها در این زمینه توفیقی نیافته که حتی آن قهرمانان سنتی آثار خود را نیز از دست داده و سینمایش از آن زمان به شدت لطمه خورده و افت کرده است.

به همین خاطر است که وقتی در دهان شخصیتی مثل بهمن به عنوان نماد هنرمند معترض و متعهد این روزگار (با آن اجرای ناامید کننده پولاد کیمیایی مثل همیشه) شروع به شعار پراکنی می شود، تماشاگر جدی خنده اش می گیرد و پسرش ناچار می شود در حمایت متن جدی کمیک شده پدرش در پاسخ به خنده های جماعت در سالن برج میلاد فریاد بزند : زهر مار!

و این مجموعه باور نکردنی از کلیپ های خوش رنگ و لعاب، به اضافه خط داستانی بدون منطق و موقعیت هایی که تنها دلیل وجودی آنها این است که دلخواه فیلمساز بوده اند، با وجود همه پتانسل دو بازیگر اصلی فیلم (پرستویی و جدیدی) و تلاشی که خرج این فیلم کرده اند تنها نتیجه گیری از آن حس خودکشی فیلمساز صاحب سبک دیروز است.

از همه این ها که بگذریم از همه بدتر این است که کیمیایی با سرسختی نشان دادن در زمینه ای که حق با تهیه کننده فیلم بوده آن را به دعوای مالک مادی فیلم و صاحب معنوی فیلم بدل کرده است. اما در این دعوا اگر لشکری قوچانی محق به نظر می رسد نه به دلیل این است که تهیه کننده است و چون سرمایه گذاشته حق دارد در کار فیلمساز دخالت کند، بلکه به دلیل آن است که هر تماشاگر بی طرفی که فیلم را تماشا کند در می یابد نصف کلیپ های سنجاق شده به فیلم با حضور و هنر پراکنی پولاد کیمیایی اضافه است و باعث شده است فیلم به مراتب بدتر از آنچه هست به نظر برسد.

 

آموزش نگارش پایان نامه از ابتدا تا انتها

آموزش نوشتن

آموزش نوشتن پایان نامه کارشناسی ارشد کار بسیار ساده و لذت بخشی است. اینکه حاصل تحقیقات خود را می خواهید به رشته تحریر در آورید و … همه ما در شروع نوشتن پایان نامه با مشکلات زیادی در تایپ در ورد مواجه می شویم و شروع به تماس و راهنمایی گرفتن از دوستانی می کنیم که قبلا پایان نامه نوشته اند.

ولی این کار، واقعا کار خسته کننده ای است و باید آموزش نوشتن پروپوزال را نیز قبل از آن بدانیم.چون در مواردی نیاز داریم که کسی که ما را هدایت می کند، در کنار ما نشسته باشد و روی فایل ورد ما توضیحات لازم را ارائه دهد.

من هم مثل شما این فرآیند پایان نامه نویسی را گذرانده ام و برای اینکه شما دوستان عزیز، مثل من دچار مشکل نشوید، نکات کلیدی نوشتن در ورد را که معمولا افراد آشنایی با آنها ندارند، برای شما به صورت تصویری آورده ام تا انشا الله پایان نامه خود را راحت تر بنویسیدو آموزش نوشتن پایان نامه در ورد را نیز برایتان شرح میدهم.با امید به اینکه این تاپیک بتواند بخشی از مشکلات نوشتن پایان نامه را از شما بکاهد.همچنین برای اطلاع شما، مدتی است کهآموزش نوشتن مقاله و آموزش نوشتن مقاله انگلیسی و همینطور آموزش نوشتن زبان انگلیسی آموزش نوشتن وبسایت،آموزش نوشتن رزومه،آموزش نوشتن فارسی در فتوشاپ ،آموزش نوشتن متن روی عکس از ابتدا تا انتها را آغاز نموده ام .
نکاتی که برایتان شرح میدهم:

نکته 1: تنظیمات راست چین و چپ چین و Justify کردن در word

نکته 2: راست نویس کردن در word

نکته 3: فعال کردن خط کش (Ruler) در word

 نکته 4: تنظیم فاصله متن از حاشیه ها در word

 نکته 5: تنظیم فرمت کاغذ A4 در word

 نکته 6: تنظیم فونت و سایز فونت در word

 نکته 7: تنظیم زبان نوشتن اعداد (فارسی و انگلیسی) در word

——————————————-

نکته 1: تنظیمات راست چین و چپ چین و Justify کردن در word  

قبل از شروع به نوشتن پایان نامه، ابتدا باید فایل word را تنظیم کنید تا از مشکلات آتی چپ چین و راست چین شدن متن راحت شوید.

برای اینکار، در بالای صفحه، در منوی Home گزینه Justify را انتخاب کنید تا بند هایی که می نویسید همه در یک ستون قرار گیرند.

 نکته 2: راست نویس کردن در word 

اگر دیدید که متن شما از سمت چپ نوشته می شود، برای تغییر آن به راست، علامت راست نویس را انتخاب کنید.

 نکته 3: فعال کردن خط کش (Ruler) در word 

خط کش را فعال کنید.

این خط کش در نکات 4 و 5 برای ما کاربرد دارد.

در منوی View، گزینه Ruler را فعال کنید.

خط کش ظاهر می شود.

نکته 4: تنظیم فاصله متن از حاشیه ها در word 

بنا به اینکه در کدام دانشگاه مشغول به تحصیل هستید، فاصله متن از حاشیه های 4 طرف کاغذ متفاوت است که باید از مسئول کتابخانه یا تحصیلات تکمیلی، اطلاعات لازم مانند فونت و حاشیه ها را بپرسید.

روی خط کش ظاهر شده، دو بار کلیک کنید.

پنجره زیر باز می شود.

حاشیه های 4 سوی کاغذ را بنا به آنچه باید باشد، تغییر دهید.

نگران اینکه این اعداد بر حسب اینچ هستند و باید اعداد را از سانتی متر به اینچ تبدیل کنید، نباشید.

کافی است مطابق شکل زیر، اعداد را با حروف cm بنویسید و گزینه OK را فشار دهید.

word خودش اعداد را به اینچ تبدیل خواهد کرد.

 نکته 5: تنظیم فرمت کاغذ A4 در word 

فایل word به طور پیش فرض روی نامه (Letter) فعال است، در حالی که فایل ما باید با فرمت A4 باشد.

اکثر دوستان این نکته را نمی دانند و تازه زمانی که فایل word خود را پرینت می گیرند، پی می برند که نوشته های پایان نامه از حاشیه ها فاصله ای بیش از آنچه که تعریف کرده اند، دارد.

و بدتر از آن اینکه وقتی فرمت پایان نامه را از Letter به A4 تغییر می دهند، تمامی متن پایان نامه و محل قرار گرفتن شکل ها و جداول بهم می ریزد و باید چندین روز وقت بگذارند و کل پایان نامه را دوباره بخوانند تا بتوانند آن را مرتب کنند.

اگر می خواهید از شر این مشکل قریب الوقوع خلاص شوید، همین ابتدای کار و قبل از شروع به نوشتن، فرمت word را روی A4 تنظیم کنید.

 برای اینکار نیز روی خط کش دو بار کلیک کنید.

در پنجره باز شده، روی Paper بروید و فرمت A4 را انتخاب نمایید.

 نکته 6: تنظیم فونت و سایز فونت در word 

قبل از نوشتن متن، باید فونت و سایز آن را مشخص کنیم که این مورد نیز بستگی به دانشگاه شما دارد.

البته معمولا گفته می شود که از یکی از فونت های رایج فارسی همچون BNazanin، BLotus، و… استفاده کنید و عموما فونت 12 بکار گرفته می شود.

ابتدا چند اینتر بزنید و ctrl+A را گرفته،سپس فونت و سایز مورد نظر را انتخاب کنید.

اینطوری، پیش فرض فایل ورد شما فونت و سایزی می شود که انتخاب کرده اید و اگر در حین نوشتن پایان نامه، زبان نوشتن را تغییر دهید و کلمه ای را به انگلیسی بنویسید و دوباره زبان نوشتن را به فارسی برگردانید، فونت و سایز نوشته شما تغییری نمی کند.

برای انجام این تنظیمات روی منوی Home رفته و مطابق شکل، فونت و سایز مورد نظر را انتخاب نمایید.

 نکته 7: تنظیم زبان نوشتن اعداد (فارسی و انگلیسی) در word 

حتما برای بعضی از شما دوستان هم پیش آمده که وقتی در word اعداد را با فونت فارسی می نویسید، با فونت انگلیسی نمایش می دهد و یا بالعکس.

این ایراد در تنظیمات word نهفته است.

برای رفع این مشکل تنها کافی است از روش زیر برای اعمال تنظیمات لازم پیروی کنید.

در ابتدا، روی علامت Office Button کلیک کرده و در پایین پنجره، گزینه Word Options را کلیک نمایید.

 روی گزینه Advanced کلیک کنید و به پایین پنجره بروید تا مطابق شکل زیر در قسمت Show document content، گزینه Numeral را مشاهده نمایید.

آن را بر روی Context تنظیم کنید.

در این حالت، تمامی اعدادی که با فونت فارسی نوشته شده اند، فارسی و تمامی اعدادی که با فونت انگلیسی نگاشته شده اند، انگلیسی نمایش داده می شوند.

ویدئوهای مرتبط:

آموزش نوشتن پایان نامه در ورد

آموزش نوشتن پایان نامه کارشناسی ارشد

آموزش نوشتن پروپوزال

آموزش نوشتن وبسایت

آموزش نوشتن رزومه

آموزش نوشتن فارسی در فتوشاپ

آموزش نوشتن متن روی عکس

آموزش نوشتن مقاله

آموزش نوشتن

آموزش نوشتن مقاله انگلیسی

 

آیا باران کوثری ازدواج کرده و متاهل است؟عکس همسرش

باران کوثری

باران کوثری اکنون ۳۰سال دارد و می توان گفت تقریبا از کودکی بازیگری را شروع کرده . اولین بازی او در فیلم « بهترین بابای دنیا » در سال ۷۰بود که کارگردانی این مجموعه را داریوش فرهنگ بر عهده داشت . پدر او جهانگیر کوثری « تهیه کننده و کارشناس در زمینه ی فوتبال » می باشد و مادرش « رخشان بنی اعتماد » کارگردان خوب کشورمان است . سال ۸۵را می توان یکی از رویایی ترین سالها برای باران کوثری دانست زیرا در این سال با بازی در فیلم صاحبدلان که در ماه رمضان پخش شد ، به شهرت رسید و بخاطر بازی در فیلم های روز سوم و خون بازی توانست در بهمن ماه در بیست و پنجمین جشنواره ی فیلم فجر جایزه ی سیمرغ بلورین را نصیب خود کند . اما از سال ۹۰تا ۹۲به عبارتی دوران افول او به حساب می آمد زیرا در این دو سال کاملا ممنوع التصویر شده بود و دوران سختی را گذراند . او چگونگی ممنوع التصویر شدنش را در فیلم مستانه به نمایش گذاشت و کاملا دیالوگ هایی که سحر دولتشاهی به مامور واحد حراست سینما و تلوزیون می گفت ، تماما حرف های واقعی باران کوثری با مامور واحد حراست سینما و تلوزیون بود اما علت ممنوع التصویری او معلوم نشد . باران کوثری با بازی در فیلم « عصبانی نیستم » به ماجرای ممنوع التصویری اش خاتمه داد اما هنوز این فیلم بنا به دلایلی پخش نشده .

اما ماجرای ازدواج او که هنوز توسط خودش نه رد و نه تایید شده به طور مرموزانه سر جای خود باقی مانده است ولی فقط چند قطعه عکس از او و مردی منتشر شده که همه حدس می زنند باران کوثری بدون هیچ سر و صدایی ازدواج کرده . آخرین مصاحبه باران کوثری باران کوثری ازدوران ممنوعیت کاری و از کلیپ جنجالی‌اش می گویدگفت‌و گو: کیوان کثیریان -هیوا یوسفی سیامک رحمانی – مهدی امیر پور خودش می‌گوید نه. می‌گوید هیچ تغییری نکرده‌ام.‌‌ همان باران چند سال پیش هستم. می‌گوید سنش بیشتر و باتجربه‌تر شده‌ اما محافظه‌کاری را نمی‌پذیرد. اینکه سادگی و راحتی گذشته را ندارد، تکذیب می‌کند. شاید حق با او باشد. شاید قضاوت‌کردن از دور باعث شود در مورد بعضی‌ها چنین تصوراتی به وجود بیاید. باران کوثری از زمانی که پا به سینما گذاشته یکی از دختران شیرین پرده نقره‌ای بوده. در سینما و تلویزیون توانایی‌هایش را نشان داده و از زیر سایه رخشان بنی‌اعتماد و جهانگیر کوثری، پدر و مادر به‌نامش بیرون آمده. اما او را در سال‌های آخر دولت محمود احمدی‌نژاد و در دوران فترت سینما، بیش از نقش‌آفرینی‌هایش، به عنوان یک چهره اجتماعی و معترض به یاد می‌آ‌وردیم. با دستبندی که بعضا از زیر آستین‌اش بیرون می‌زد تا بر تعهد و همراهی او با مردم بگوید. باران کوثری حالا به ما می‌گوید از آنچه کرده پشیمان نیست. می‌گوید به آنچه گفته باور داشته و هزینه‌هایی که داده به خاطر اعتقاداتش بوده. هرچند غیرقابل‌درک و غیرمنصفانه. تعطیلات که تمام شد و رسانه‌ها دوباره استارت زدند، چند نفری بودند که نامشان مثل بمب منفجر و تیتر رسانه‌ها شد؛ یکی از آنها بازیگر آشنای سینما بود: باران کوثری. کلیپی که باران کوثری روی ترانه «چرا رفتی» همایون گذاشته بود و واکنش چهره‌هایی که در این کلیپ حضور داشتند با شنیدن ترانه، حتی تا تیتر روزنامه‌ها هم بالا آمد. باران کوثری توضیح می‌دهد که این تصاویر به قصد کلیپ ساخته نشده و برای رونمایی از آلبوم بوده و فلان و بهمان. شاید توضیحات او چیزی را تغییر ندهد.
mjpt_bazigaran_518.jpg
اما اینکه چه چیزی این جامعه تب‌زده را می‌شوراند و اینکه وقتی هدف آنها قرار بگیری چه بر تو می‌گذرد، سوالاتی بود که به دنبال جوابش بودیم. باران کوثری می‌گوید هر کاری دلم بخواهد می‌کنم. می‌گوید اهل مراعات نیستم. او در این مصاحبه به ما می‌گوید صفحه‌ای در اینستاگرام ندارد و آنچه را در اعتراض به کلیپ‌اش نوشته‌اند چندان ندیده است. راستش دوباره می‌رویم به صفحه اینستاگرامی که به نام اوست نگاهی می‌اندازیم و فکر می‌کنیم این همه عکس شخصی را کسی جز او نمی‌توانسته آپلود کند. پاسخ‌هایش را در این مصاحبه مرور می‌کنیم و فکر می‌کنیم گوینده‌اش از حجم حملات بی‌خبر نیست. او بابت مصاحبه‌اش نگران است و از بازتاب و حاشیه‌های احتمالی آن هم. اما وقتی مقابل دوربین قرا می‌گیرد دوباره‌‌ همان باران بی‌پروا و سرکشی است که در سال‌های گذشته از او می‌شناختیم. ما، همه ما در این سال‌ها محتاط‌تر و دلواپس‌تر نشده‌ایم؟ شما از چه زمانی در تلویزیون ممنوع‌التصویر بودید؟ اگر اشتباه نکنم قبل از سال ۸۸با برزو ارجمند به یک برنامه زنده رفتیم که همدیگررا به اسم کوچک صدا کردیم، بعد از برنامه گفتند برای چی؟ آخر برزو دوست صمیمی من است، خنده‌دار نیست با نام فامیلی صدایش کنم؟ بعد از آن برنامه هم گفتند دیگر اجازه نداری برنامه زنده بروی تا کلاه قرمزی پیش آمد و مشکلی نبود.
سال بعد اجازه حضور در کلاه قرمزی را هم ندادند. بعدش یک کار مناسبی پیشنهاد شد که گفتم اجازه کار ندارم، گفتند نه شما بیایید درست می‌شود. در واقع می‌گفتند باید کاری که دوست نداری را انجام بدهی تا اجازه بدهیم به علاقه خودت هم برسی. تا امسال که گویا مشکل حل شده. شایعه شده بود آخرش با خانم بنی‌اعتماد به یکی از این جاهایی که باید می‌رفتید رفتید و مشکل حل شد. درست است؟ من از اول تا آخرش به خیلی از جاهایی که باید، رفتم. اما هیچ کدام مشکل را حل نکرد تا نزدیک انتخابات اخیر مرا بردند به یکی از همان‌جاها و گفتند مشکل شما حل شد و برای کاری هم دعوتتان می‌کنند، با خیال آسوده بروید کار کنید. گفتم چه جالب. دقیقا هماهنگ بازمان انتخابات! نه دیگر میگذارم این دو هفته هم تمام شود، که اصرار کردند چه کاریه، بروید سر کار. البته پیشنهاد‌های خوبی هم نداشتم و نرفتم. اگر می‌دانستید ممنوع‌الکارید چرا برای فیلم «خسته نباشید» رفتید؟ گفته بودند در تئاتر ممنوع‌الکاری. من نمی‌دانستم در سینما هم محرومم. از آقای تاجیک هم پرسیدم، گفتند سینما به ما مربوط نیست. حتی یکی از آقایان حراست ارشاد در مصاحبه‌ای که داشتند گفتند تا وقتی چیزی به خانم کوثری ابلاغ نشده محرومیتی ندارند. سر فیلم «خسته نباشید» یادم هست داشتیم شام می‌خوردیم که در کرمان نماینده وزارت ارشاد به همراه نیروی انتظامی آمدند سر صحنه و دوربین‌ها را گرفتند. اول گفتند مشکل من هستم. بعد گفتند مشکل از ایشان نیست و پروانه ساخت فیلم ایراد گرفتند. البته احتمال داشت اگر تهران بودید چنین اتفاقی نمی‌افتاد. با ارشاد تهران هم صحبت کردیم. اصلاً فیلمبرداری چند روز تعطیل شد و گروه به تهران آمد. گفتند من نباید در فیلم باشم و اسم افشین باید از تیتراژ در بیاید. محسن قرایی گفته بود تمام صحنه های باران را گرفته ایم و پول نداریم دوباره با بازیگر دیگر تکرار کنیم آنها هم گفتند ما هم اصرار نداریم شما فیلم بسازید! (به شوخی می‌گوید) در واقع لطف کردند اجازه دادند فیلم راتمام کنند. شما در این دو سال بیشتر تبدیل به یک چهره اجتماعی سیاسی شده‌اید و هر جا اسمتان برده می‌شد منتظر اتفاقات این‌چنینی بودیم. اتفاقا اصلا چنین چیزی را دوست ندارم و به نظرم یکی از ویژگی‌های قابل‌ستایش مادرم این است که همان‌قدر که در زمینه اجتماعی فعالیت می‌کند به همان اندازه هم فیلم خوب می‌سازد. من هم هیچ وقت قصد نداشتم تبدیل به چهره سیاسی شوم. من کارم را دوست دارم و ترجیح می دهم به عنوان بازیگر شناخته شوم اما مساله اینجاست که من در تربیتم یاد نگرفته‌ام در این شرایط بحرانی سکوت کنم و موضعی نداشته باشم. اتفاقاً من بازیگر مسئولیتی در مقابل مردم دارم و در آن شرایط نمی‌توانستم خودم را جدا کنم. اتفاقا ما هم عقیده داریم از این نظرخیلی به خانم بنی‌اعتماد شبیه هستید.

خیلی خوشحالم که شبیه پدر و مادرم به نظر بیایم. من خیلی پدر و مادرم را قبول دارم و هیچ‌وقت تلاش نکرده‌ام از زیر سایه‌شان بیرون بیایم. خانم کوثری شما نسبت به قبل محافظه‌کار‌تر شده‌اید؟ واقعاً اینطور به نظر می آید؟! چه به لحاظ اجتماعی و چه شخصیتی هیچ‌وقت آدم محافظه‌کاری نبوده‌ام و نیستم. من می‌توانستم این مشکل دوساله را با یک امضا و۴۸ساعته می‌توانستم حل کنم ولی نکردم .نه مراعات کسی را کردم نه سیاستمدارانه برخورد کردم و‌ نه حتی خواستم از این۲سال استفاده کنم . چون فکر می‌کردم کمترین هزینه‌ای است که می‌توان در سینما داد، خیلی‌ها که شرایط من را نداشتند و شناخته شده نبودند در موقعیت مشابه هزینه خیلی سنگین‌تری دادند. مطمئن باشید اگر محافظه‌کار شده بودم در اوج روزهای کارم۲سال خانه‌نشین نمی‌شدم. زمان محرومیتتان مصاحبه‌ای با شما انجام ‌شد که درجواب سوال درباره ممنوع الکاری گفتید نمی خواهید راجع به آن مساله حرف بزنید. بله چون دلم نمی‌خواست نان این ماجرا را بخورم. هر روز، واقعاً هر روز از طرف رسانه های داخلی و خارجی زنگ می‌زدند برای مصاحبه اما این کار را نکردم. بعد از این
۲
سال، الان حسرتی برایتان نمانده؟ بالاخره شمادر اوج دوران کاریتان بودید. حسرت نه. چون باور نمی‌کنید چقدر حال خوب از مردم گرفتم. در بازیگری هر کاری که از دست می‌دهی هر فیلم خوبی که بازی نمی‌کنی انگار یک پله پایین رفتی و بقیه از تو جلو می‌زنند. من در فشار عصبی بودم. فکر می‌کردم برای کسی هم مهم نیست. بعد دو نفر از مردم را در خیابان می‌دیدم و حرف‌هایی می‌شنیدم که اصلا آب روی آتش بود و آرام می‌شدم. به نظرت خودتان این دو سال را خوب مدیریت کردید؟ خب زیر بار فشار عصبی بودم و آدم غیر‌قابل‌تحملی شده بودم. مادر و پدرم خیلی تحملم کردند. فیلمی بود که دراین دو سال از دست بدهید و حسرت بخورید که باید این فیلم را بازی می‌کردم و نتوانستم؟ بله مشخصا،
۳
تا از فیلمنامه‌هایی که به من پیشنهاد شد را خیلی دوست داشتم و هنوز حتی ندیدمشان چون خیلی دلم می سوزد. دو تایشان خیلی فیلم های موفقی هم شدند.

اسم نمی‌برید؟ بگذارید اسم فیلم‌ها را نگویم. برنامه‌ای برای جبران این
۲
سال دارید؟ امسال زیاد کار می‌کنم. البته کیفیت کار هم مهم است. اما راستش یک مقدار بی‌انگیزه شده‌ام. هیچ وقت اینجوری نبوده‌ام. احساس می‌کنم هر لحظه ممکن است زیر پایت را خالی کنند. من بارها در این بحث‌ها گفته‌ام می‌توانید زندانی‌ام کنید اما نمی‌توانید ممنوع‌الکارم کنید چون این یک موضوع دیگر است… شما که نسبت به قلاده‌های طلا موضع می‌گیرید و بعد پای ۲سال محرومیت کاریتان می‌ایستید چطور می‌شود که با حسین فرحبخش کار می‌کنید.فرحبخشی که کارهایش به لحاظ کیفی مشخص است و حتی مواضع مخصوص خودش را دارد؟ من آقای فرحبخش را اصلا از جنس قلاده‌ها نمی‌دانم و به لحاظ اعتقادی هم هیچ‌وقت در بلک لیست من نبودند. البته من درباره خانه سینما به ایشان نقد دارم و ابداً این حرف‌ها را برای طرفداری از آقای فرحبخش نگفتم. اما فیلم‌ آقای فرحبخش سفارش‌شده نیست، مدل فیلم‌های خودشان است، به جایی وصل نیست. ممکن است از سلیقه ی من دور باشد اما مقابل اعتقادات من نیست. مگر در سال چند فیلم مطابق سلیقه من ساخته می شود. می دانم حضورم در این فیلم سوال‌برانگیز است اما من به دلایل شخصی در این فیلم بازی کردم و نه مالی، چون پول عجیبی هم نگرفته‌ام. پلان‌هایی هم که از فیلم دیدم اصلاً بد نشده. فکر می‌کنید حضورتان در این فیلم به کیفیت کار کمک می‌کند؟ من نخواستم کیفیت فیلم را عوض کنم به نظرم اشتباه‌ترین کار بازیگر این است که بخواهد فیلم را عوض یا به نام خودش کند. فیلم، متعلق به کارگردان است و من بازیگر این را پذیرفته ام که جلوی دوربین او قرار گرفتم. اما به طور کلی فکر می کنم بهترین فیلم آقای فرحبخش باشد. به هر حال عجیب به نظر می‌رسد که بعد از این مدت ممنوعیت، باران کوثری با چنین فیلمی به سینما برمی‌گردد. من بعد این ممنوعیت، با «عصبانی نیستم» به سینما برگشتم که مانیفستم هست. چون برایم خیلی‌ مهم بود که قدم اولم را محکم بردارم. گفته می‌شد داوران جشنواره فجر جدا از جایزه نوید محمدزاده، دیپلم افتخاری هم برای شما در نظر گرفته بودند. بله. در واقع تفاوت بین این دو فیلم باعث می‌شود این شبهه به وجود بیاید که انگار گفته‌اند این فیلم را بازی کن تا مشکل ممنوع‌الکاری‌ات حل شود. نه، این فکر را نکنید. اگر می خواستند من برای حل مشکلم فیلمی بازی کنم حتماً یکی از همین فیلم های پرحاشیه ای بود که خودم به آن ها معترض بودم نه فیلم فرحبخش. هیچ‌وقت در این سال‌ها از من نخواستند فیلمی را بازی کنم تا مشکلم حل شود. اینکه تصمیم گرفتید زیاد کار کنید خوب است اما نگران کیفیت کارها نیستید؟ خودتان هم می‌دانید که اگر در جشنواره یک فیلم خوب داشته باشید بیشتر دیده می‌شود تا پنج فیلم متوسط . چیزی که الان مشخص است این است که در حال حاضر و بعد از حواشی جشنواره سال گذشته دیگر جشنواره فجر اهمیتی برای من ندارد. امسال و در جریان «عصبانی نیستم» فکر کردم یعنی چی؟ چقدر همه چیز بیخودی است؟ زنگ می‌زنند که تورا به خدا این نامه را بنویسید و کنار بروید. رضا درمیشیان(کارگردان فیلم) که همان اول قبول کرد، گفت؛ من که کاندیدا نیستم به کاندیداها بگویید. می‌گفتند باور کنید دست ما نیست. اگر دست شمای مسوول نیست پس دست کیست؟خب چرا خودمان را گول می‌زنیم راحت بگویید همه چیز بستگی به مقاله فلان نیوز دارد. بعد دوستی که ادعا دارد به صنف متعهد است می‌آید تلویزیون و می‌گوید «عوامل عصبانی نیستم کار خاصی نکرده اند، به نفع سینما کنار رفتند». خب خودمان که نباید راحت این را بپذیریم. اگر بقیه کارگردان ها پشت درمیشیان نایستند که این چرخه همیشه ادامه پیدا می کند. یعنی هر‌سال چند تا فیلم به نفع سینما کنار گذاشته می‌شوند و ما هم این را قبول داریم و راضی هستیم؟ هیچ چیز به اندازه جایزه نوید دل من را نسوزاند. نوید در عصبانی نیستم واقعاً بی نظیر بود. ما حساسیت‌ها را درک می‌کنیم. می‌دانیم تهدید شده‌اید و مینی‌بوس آورده‌اند دم در سالن اختتامیه. همه اینها واقعی است قبول. اما بهتر نیست بگوییم ما هیچ قدرتی نداریم، تا ما هم دل خوش نکنیم که جشنواره امسال فرق می کند؟ من منکر اتفاقات مثبت که در ارشاد افتاده نیستم، ولی به شخصه جشنواره فجر آخرین چیزی است که به آن فکر می‌کنم. نمی‌گویم از گرفتن جایزه خوشحال نمی‌شوم اما حساب نمی‌کنم که امسال در فیلم جامه‌دران نقش بازی کرده‌ام بگذارم در جشنواره دیده شود . به این فکر می‌کنم الان
۲۸
ساله‌ام.
۲
سال از دست داده‌ام و باید کار کنم تا برسم به جایی که بودم. و هنوز هم در نقش دختر تین‌ایجر و دانشجو بازی می‌کنید. بله اتفاقا در فیلم «اتاق دختر» هم من و پگاه(آهنگرانی) نقش دو دختر دانشجو را بازی می‌کنیم! خودمان هم به تهیه‌کننده گفتیم: «می‌خواید ما دیگه نقش دانشجو بازی نکنیم؟(با خنده) از سنّمون گذشته…» به‌هر‌حال شما و پگاه آهنگرانی از اول در فضای سینما بزرگ شدید اما فکر می‌کنید دلیل اینکه بازیگر خیلی جوان که نقش دختر دانشجوی
۲۰
ساله را در سینمای حال حاضر بازی کند، نداریم و هم‌چنان باید برای نقش های مهناز افشار و هدیه تهرانی خواستگار بیاید چیست؟! به نظرم کاملا به تهیه‌کننده مربوط می‌شود؛ تهیه‌کننده‌هایی که پول دارند، کسی هم که سرمایه می‌آورد نمی‌خواهد ریسک کند، می‌خواهد سرمایه‌اش برگردد. به خود من نقش‌هایی پیشنهاد شده که گفته‌ام سنم‌ برای نقش زیاد است و کارگردان هم موافق بوده اما‌ تهیه‌کننده نگران سرمایه‌اش بود. وقتی که نقش از طرف تماشاچی پذیرفته نشود، در اولین قدم بازیگر نابود می‌شود. در «عصبانی نیستم» هم من هم نوید(محمدزاده) نگران این مساله بودیم. اما فضا به شکلی بود که رضادرمیشیان(کارگردان) ترجیح می‌داد ما بازی کنیم. به شخصه این ریسک را نمی‌کنم مگر این که‌ به نقش نزدیک شوم یا نقش به من. البته الان بین جوان‌ها نسل خوبی داریم؛ نازنین بیاتی، ندا جبرئیلی…. اما تهیه‌کننده باز می‌رود سراغ باران کوثری برای نقش های
۲۰
ساله…تازه سن بعضی جوان ها را بالا هم می برند، مثلا بابک حمیدیان هم در فیلم پور‌احمد خیلی غیر قابل باور بود چون واقعا هم مخاطب باور نمی‌کند که حمیدیان نقش پیرمرد
۷۰
ساله را بازی کند. یا حامد بهداد در شبانه‌روز. به هر حال ورودی بازیگران جوان کمتراز همیشه است کلاً هم نقش برای بازیگران جوان نوشته نمی‌شود. ما فیلم به اصلاح تین‌ایجری نداریم. بله موافقم الان موج فیلم‌های آپارتمانی و زندگی زناشویی است که هم کم هزینه‌تر است هم خوب می‌فروشد. در همین جشنواره اخیر بالای
۱۰
فیلم داشتیم که دوربین از حیاط خانه بیرون نرفت . مثل «برف»، «ملبورن»، «خانه پدری» و…. انگار کارگردان‌ها به دلایل مختلف ترجیح می‌دهند وارد اجتماع نشوند تا مجبور نشوند یک‌سری چیز‌ها را نشان بدهند. البته استثناهایی مثل «قصه‌ها» و «عصبانی نیستم» هم وجود دارد که در بطن جامعه اتفاق می‌افتند. دقیقا. یک دلیلی که من فیلمنامه جامه‌دران را خیلی دوست داشتم همین بود. وقتی فیلمنامه جامه دران را خواندم گفتم یادش به خیر ما یک زمانی قصه هم داشتیم! سال‌هاست فیلم‌های این طوری که خط قصه غلیظ باشد نداریم. شاید یکی از دلایل محبوبیت سریال‌های ترک همین است. بله چون قصه دارد . می‌دانید در بازیگری هم تاثیر دارد مثلا یک لحن مونوتن یخی مد می‌شود و کوچک‌ترین بازی برون‌گرایی شببیه اغراق می‌شود و دیگر به بازی‌های غلیظ‌تر عادت نداریم. دراین ۲سالی که ممنوع‌الکار بودید چه کار می‌کردید؟ پربارترین دوران کاری‌ام بود. با محمد رضایی‌راد که استاد تئاتر است و سیما مبارک‌شاهی‌، میلاد رحیمی‌، محسن قرایی و افشین هاشمی گروه تئاتری راه انداختیم به اسم گروه تئاتر خانه. به آدم‌های مختلف زنگ می‌زدیم و به خانه‌هایشان می‌رفتیم و برای هر چند نفری که جمع می‌شدند اجرا می‌کردیم. انگار برکت این ممنوع‌الکاری هم به همین بود و‌گرنه هیچ‌وقت چنین اتفاقی نمی‌افتاد که محمد رضایی راد با من کار کند! باور کنید ۳-۴تا متن اساسی اجرا کردیم که مناسب سالن‌های بزرگی مثل تالار وحدت بود اما ما با امکانات محدود به تئاتر خانگی تبدیلش کردیم. استقبال هم شد؟ خیلی زیاد. در نوع خودش با استقبال خوبی هم همراه بود. بیشترین اجرا
۸۰ نفر تماشاگر داشت. آدم‌های زیادی مثل آقای فرمان‌آرا اجراها را پیگیری می‌کردند. آخرین متن را هم
۶ماه تمرین کردیم. متن‌ها هم نوشته‌های خود آقای رضایی‌راد بود. برای مجوز با مشکلی مواجه نشدید؟ نه چون بلیت فروشی نمی‌کردیم و تا وقتی بلیت فروخته نشود مشکلی پیش نمی‌آید. شما فیلم هم می‌بینید؟ بله خیلی زیاد. شب‌ها تا صبح بیدارم و چون خوابم نمی‌برد فیلم می‌بینم. یا شاید چون فیلم می‌بینم خوابم نمی‌برد(می‌خندد). آخرین فیلمی که دیدید، چه بود؟ نبراسکا. سریال هم می‌بینید؟ نه در دیدن سریال بی‌ظرفیتم. مثلا سریال ۲۴زندگی من را مختل کرده بود. سفر بودم و همه را کلافه کردم. ولی مینی سریال می‌بینم. فکر می‌کنید سینمای جهان چه تغییری کرده از دهه
۸۰و سینمای کلاسیک به بعد؟ فکر می‌کنم یک بخشی از سینما به سمت سادگی می‌رود و من این را ترجیح می‌دهم. بین «جاذبه» و «همه چیز از دست رفته» ترجیح من دومی است .
۱۰دقیقه اول گرویتی(جاذبه) بیچاره شدم که این فیلم را چطور ساخته‌اند، اما بعدش تمام شد. البته این فیلم‌های ساده‌ در اسکار نادیده گرفته می‌شوند. بازی‌ها چطور است؟ مثلا همین رابرت ردفورد یا جودی دنچ. این بازی که در این سن می‌کنند عجیب است. آنها برای بازیگر در ۸۰سالگی هم نقش می‌نویسند. خود ما شور‌و‌هیجانی که در ۲۰سالگی داشتیم را الان نداریم، چه برسد به ۸۰سالگی. بازیگر مورد علاقه تان کیست؟ قطعاً مریل استریپ. در ایران که اصلا چنین نقش‌هایی نوشته نمی‌شود. فکر می‌کنند اگر نقش یک‌ را برای پیرمرد بنویسند استقبال نمی‌شود. اگر هم بنویسند نقش ۳و ۴و پدر‌بزرگ نصیحتگر و از این قبیل نقش‌هاست. اگر نقش یک هم بنویسند ترجیح می‌دهند از جوان‌تر‌ها استفاده کنند. شاید فکرمی‌کنند کار با آنها راحت‌تر است. مطالعه هم می‌کنید؟ خیلی رمان می‌خوانم. ادبیات روس مورد علاقه من است. گاهی ترجیح می‌دهم کتاب‌های تکراری بخوانم. بعضی کتاب ها را باید سالی یک بار بخوانم. درباره فیلم هم همینطوری هستم. بعضی فیلم ها را هر چند وقت یک بار می بینم. هیچ‌وقت وسوسه بازی کردن در هالیوود را نداشته‌اید. با توجه به محرومیت‌های این چند وقت و اینکه آنها دختر شرقی می‌خواهند؟ نه. من هیچ وقت وسوسه نشده‌ام. ترجیح می‌دهم نفر دهم اینجا باشم تا نفر پانصدم آنجا.من خیلی فکر کردم بازیگری را رها کنم و بروم آنجا و درسی که دوست دارم را بخوانم و ادامه بدهم. اما بازیگری آدم را پاگیر می‌کند. از شهرت نمی‌شود دل کند.من مثل کسانی نیستم که انکار می‌کنند. شهرت خیلی لذت‌بخش است. شما هیچ وقت احساس تنهایی نمی‌کنی کافی است بروی داخل یک مغازه و بگویی مشکلی برام پیش آمده. انرژی خوبی از مردم می‌گیری فضای کاری‌ات جذاب است. ار لحاظ اقتصادی هم وضعمان بهتر از بقیه است. البته مشکلات که همه دارند. شهرت دردسر هم دارد. مثلا اگر چیزی بسازی، آنقدر مورد توجه قرار می‌گیرد که مجبوری بازتاب‌های مختلف را پاسخگو باشی. بله قطعا.به نظرم اگر کسی بخواهد به همین راحتی ضربه بخورد نجاری هم نباید بکند. سر کلیپی که برای همایون شجریان ساختید حمله خیلی سنگین بود. توقعش را نداشتید، نه!؟ ببینید من دیگر شوکه نمی‌شو‌م. آره شاید یک سری از کامنت ها و نظراتی که خواندم غافلگیرم کرد اما اینکه این موج، از صفحه روزنامه […] بلند شود کاملا طبیعی است. من راجع آنها یک چیزی می‌گویم و قاعدتا آنها هم پاسخ می‌دهند. ولی بعضی اسامی را می‌دیدم که کامنت‌های خیلی عجیبی گذاشته بودند، مثلا :«فکر کرده چون مادر و پدرش فلانی هستن میتونه هر کاری بکنه!» اولا چه ربطی به مادر و پدر من دارد. بعد هم مگر شما برای دیدن این کلیپ پول داده‌اید؟ رفته‌اید سینما؟ این کلیپ برای یک مراسمی ساخته شده بود که دزدیدند و در پی ام سی پخش شد. ببخشید وقتتان گرفته شد، کانال را عوض می‌کردید! فضا به شکلی شده که همه منفعل و گوشه‌گیر شده‌اند وهیچکس هیچ کاری نمی‌کند جز انتقاد و قضاوت‌کردن دیگران. البته طرف صحبت من عده‌ای هستند که توهین می‌کنند وگرنه هر‌کسی حق دارد یک اثر را نقد کند. اما حرف‌هایی از این دست که «این فکر کرده همه کار می‌تواند بکند» آره من فکر کرده‌ام همه کار می‌توانم بکنم و هر کاری بخواهم و دوست داشته باشم می‌کنم‌. هر کاری شرایطش را داشته باشم. حالا می‌خواهید به حساب مادر و پدرم بگذارید یا بگویید بچه پررو است یا اصلا همایون شجریان و تهمورس پورناظری را می‌شناختم، دلشان خواسته من این کار را برایشان بکنم. به حساب هر چه می‌خواهید بگذارید. دنیا جوری است که من می‌توانم بسازم توهم می‌توانی بساز. الان عصبی شده‌اید و با هیجان صحبت می‌کنید که به نظر می‌رسد به شدت شبیه رخشان بنی‌اعتماد است. درست همان لحن، همان حرکات و حتی شبیه همان جملات! (می‌خندد) این کلیپ در دو ساعت ساخته شده و اشتباه کردند اسم کارگردان را آوردند که این موج راه افتاد و‌گرنه این‌جوری نمی‌شد. یعنی شما کارگردان این کلیپ نبودید؟ کارگردان یعنی چی؟ ما یک تصمیم دست‌جمعی گرفتیم و نشستیم ساختیم . حالا اصلا چیزی نیست که پای آن نایستم. سرم را بالا می‌گیرم که دو ساعته این کلیپ را ساخته‌ام .الان فضایی درست شده که خیلی راحت به هم انگ می‌زنیم. یعنی انگار هر‌کسی دارد کار انجام می‌دهد یا اطلاعاتی است یا نان اسم پدر و مادرش را می‌خورد یا بچه پولدار است یا با رابطه آمده بالا. شاید به گسترش شبکه‌های اجتماعی مربوط باشد. الان خیلی راحت درفیس‌بو‌ک و اینستاگرام کامنت می‌گذارند. ممکن است قبلا هم این قضاوت‌ها بود اما در جمع‌های خودمانی، ولی الان نمود بیرونی دارد. مرسی که گفتید. توضیح خوبی بود. برای همین می‌گویم جدی نگیرید. طبیعی است هر‌کسی هر پستی می‌بیند دلش می‌خواهد نظر بدهد. البته خودتان هم جدی گرفتید که در اینستاگرام توضیح دادید! من هیچ‌کجا هیچ توضیحی ندادم. بعد از اینکه این موج راه افتاد فیسبوکم را هم بستم تا نگویند فلان پست را گذاشت پس منظورش این بود. هیچ‌وقت هم اینستاگرام نداشتم. یک باران کوثری هست که من نیستم. دلیلی برای توضیح ندیدم. به نظرم طبیعی است که مردم بخواهند نظر بدهند. ببینید تعداد زیادی از این نظرات منفی به این دلیل بود که مردم انتظار بیشتری از باران کوثری داشتند و فکر نمی‌کنم توقع بیجایی باشد؟ بله و این خیلی مثبت است. من نقدی را که حرفه‌ای بود قبول کردم اما در واقع قصد ساختن کلیپ را نداشتم. من اگر قرار بود کلیپ بسازم اینجوری نمی‌ساختم. نه که این بد است اما همانطور که قبلا هم گفتم برای یک برنامه خاص و یک بار نمایش ساخته شد. نه اینکه در ماهواره پخش شود. ایده اصلی همین بود. البته نه به این شکل. ایده دیگری بودکه بعد این ماجراها به گل نشست. ما ساعت یک شب شروع کردیم به فیلمبرداری ۳شب تمام شد، ۶صبح هم کار را فرستادیم برای ادیت. همه این افراد برای اولین‌بار است که در یک اتاق تنها می‌نشینند و «چرا رفتی» را گوش می‌دهند وهر‌کدام عکس‌العمل خودشان را دارند. شما نقد‌هایی که به کلیپ شد را خواندید؟ نه. می‌دانید درست مثل این است که الان با گوشی موبایل یک فیلمی بگیریم بعد منتشر بشود به اسم فیلم کوتاه سیامک رحمانی. شما می روید توضیح بدهید؟ نه. چون اصلا فیلم کوتاه شما نیست. مساله دیگر این بود که نقدهای اصولی نشده بود. مثلا یکی از دوستانی که نام نمی‌برم گفته بود:« این کلیپ به من ضربه زد من تا آخر عمر هر بار این آهنگ را گوش بدهم قیافه اینها جلو چشمم هست چه کسی پاسخگو است؟» (بلند بلند می‌خندد)ای بابا چه پاسخی؟یعنی آنقدر حساسید واقعا؟ انگار یک جو کاذبی به وجود آمده که راجع هر چیزی باید قضاوت کنیم. از مذاکره در ژنو تا سرباز گروگان‌گرفته شده یا حتی مسی. همه آمادگی دارند واکنش شدید نشان بدهند. دقیقا. برخی از سایت‌ها در‌این‌باره مقصرند که نوعی بی‌ادبی و فحاشی راه انداختند. هر سال فیلم‌های جشنواره نقد می‌شوند اما امسال بی‌ادبی و بی‌حرمتی باب شد که خیلی بد است. مثلا می‌گفتند فلانی چرا فکر کرده کارگردان مهمی است؟ خوب اگر نیست چرا می‌گویی؟ اصلا این چه طرز نقد‌ کردن است؟ جریان کلیپ هم همین است. من حداقل از اطرافیان توقع داشتم ادبیات نقد داشته باشند. ایرادی ندارد من را نقد کنید و بگو‌یید چرا در کاری که تخصص نداری وارد شدی، اما این رکیک‌گویی‌ها و فحاشی‌ها قابل‌درک نیست. البته قبل از آن روزنامه، آقای رحمانیان گفتند این کلیپ مناسب مراسم نبود. خیلی از افرادی که من را می‌شناختند گفتند مناسب بود، اما به نظر آقای رحمانیان نبوده و حتماً دلیلی داشتند که ترجیح دادند همان لحظه روی سن آن را بگویند. البته یکی از دلایل ساخت کلیپ، شنیده‌شدن یک موزیک است که این کلیپ همین کار را کرد. در حدی که تقریبا همه شنیدند. هیچ‌کدام از ترک‌های آلبوم با چنین استقبالی همراه نبود. این کار همایون و تهمورس و شعر خانم بهبهانی آنقدر ویژه هست که با هر تصویر دیگری همین اندازه شنیده می‌شد. بعد از این ماجرا وسوسه نشدید بازهم کلیپ بسازید؟ نه من هیچ وقت وسوسه کلیپ‌سازی نداشتم ولی وسوسه کارگردانی را همیشه دارم. موافقید بحث کلیپ را تمام کنیم و دوباره وارد سینما بشویم محرومیت شما همزمان بود با کم‌کاری خانم بنی‌اعتماد درست است؟ بله مامان «قصه‌ها» را ساخته بودند و به توصیه آقای شمقدری گذاشته بودند توی کمد! البته هنوز هم در کمد است و خبری از اکران نیست. می‌دانید، بگویند حل نمی‌شود خیلی بهتر است تا «ایشالا حل می‌شود» این به نظرم بدترین جمله ممکن است. ما توقع نداریم به یک بارهمه مسایل حل شود. خود من همیشه می‌گفتم صبر کنید. اما «قصه‌ها» فیلم اجتماعی است و ابدا تند‌رویی نکرده. درباره «عصبانی نیستم» هم باید بگویم خیلی خوشحالم که دیده شد اما شما در قبال فیلمی که در جشنواره نمایش می‌دهید مسوول هستید. ما بعد از آن همه سانسور و نامه و کناره‌گیری،‌ توقع حمایت داریم. جلسه با نماینده مجلس داشتیم و فیلم را دیدیم. گفتند بله شیطنت‌هایی دارد. شما بی‌تحقیق فیلم را ساخته‌اید؛ دانشجویان ستاره‌دار معمولا مشکل منکراتی داشتند و عده‌ای هم که سیاسی بودند زندانند. گفتیم آقای نماینده به تعداد دانشجویان ستاره‌دار دانشجوی ستاره‌دار وجود دارد. ما بیشتر از ۳۰۰نفر از این دانشجوها داریم بعد شما می‌گویید ما تحقیق نکرده‌ایم باشد حق با شماست. ولی ما هر چند تا دانشجوی ستاره دار با این مشخصات بخواهید پیشتان می آوریم. شاید کمکی هم بهشان کردید. جلسه تمام شد و فکر کردیم مساله حل شده .ولی فردای همان روز آقای نماینده مصاحبه‌ تندی کردند. فکر می‌کنید دولت جدید در حوزه اجتماعی و هنری روند مثبتی داشته یا نه؟ نمی‌شود به خاطر دو فیلمی که نام بردم منکر اتفاقات مثبت دولت جدید شد. امیدوار آرام‌آرام اتفاقات خوبی بیفتد. ما کاملا درک می‌کنیم که مشکلات زیادی هست. متاسفانه در سال های اخیر چاه ویلی کنده شده که پر کردنش زمان می‌برد. و طبیعتا‌ بهبود وضعیت اقتصادی مردم دراولویت است. اما وقتی در زمینه فرهنگ و هنر آقای روحانی از شجریان نام می‌برد باید درباره مسائل فرهنگی جدی‌تر باشند، نه اینکه اطرافیان دولت بگویند صبر کنید مسایل به نوبت حل می‌شود. یا اگر فیلم‌‌هایی مثل «عصبانی نیستم» و «قصه‌ها» در جشنواره نمایش داده می‌شود یعنی قرار است اتفاقات خوبی بیفتد؛ پس چرا باید از ترس یک‌سری نیرو‌های خودسر از جایزه‌هایمان بگذریم؟ چطور به نوید محمد‌زاده که بازی‌اش در «عصبانی نیستم» بی‌نقص بود و یک لحظه بازی از دستش نمی‌رفت بگوییم دارند مذاکره می‌کنند نمی‌توانیم جایزه‌ا‌ت را بدهیم. آخر چه ربطی دارد؟ این بازی آنقدر تر و تمیز است که به نظرم بحث سلیقه نیست. که حتی گفتیم باشد شما جایزه نوید را بدهید هیچ کداممان اختتامیه نمی‌آییم. اینها دیگر مسایل کلی نیست که بگویند صبر کنید. در عبور از غبار اصغر فرهادی نقش مهمی بازی کردید. چرا این همکاری ادامه پیدا نکرد؟ البته دایره زنگی هم بود. اما متاسفانه سر فیلم درباره الی پیشنهاد شد ولی با یک گروه تئاتر باید به سفر می رفتم و برای همین نتوانستیم همکاری کنیم. فقط یک آدم تئاتری می‌تواند چنین کاری کند…. نه در آن ماجرا تعهدی که به گروه داشتم مهم‌تر بود .اما در واقع تئاتر برایم خیلی مهم است و حتی پیش آمده که برای اجرایی که در تهران داشتم سر فیلمی نرفتم. اما خب خود تئاتر هم مهم است. چرا تئاتر اینقدر برایتان جذابیت دارد؟ برای من تئاترخیلی با سینما متفاوت است و جذابیت‌های مخصوص خودش را دارد ، روند تمرین که از اجرا هم لذت‌بخش‌تر است. مدیوم تلویزیون هم برایتان جذابیت دارد؟ بله تلویزیون هم جذاب است. صاحبدلان یکی از بهترین نقش‌های من بود. در یکی از همان جلسات معروف به من گفتند: «تلویزیون به شما فرصت دیده شدن داد و شما ناسپاسی کردید» در صورتی که فرصتی که تلویزیون به من داد در سال به
۵
هزار نفر دیگر هم می‌دهد. به نظرم بیشتر منت آن گروه و سریال به گردن تلویزیون است که هنوز هم در ماه رمضان باز پخش دارد. صاحبدلان نقشی بود که شما خودتان را به عنوان باران کوثری بازیگر نقش اول ثابت کردید. سریال صاحبدلان وقتی به من پیشنهاد شد که «خون‌بازی» تمام شده بود و منتظر اتفاقات خوب بعدی بودم. کاملا مطمئن بودم که نباید سریال بازی کنم. من خیلی وقت‌ها با حامد بهداد مشورت می‌کنم و در این مسایل قبولش دارم. حامد گفت تو نباید بعد «خون‌بازی» سریال بازی کنی، ولی این از آن اشتباهاتی است که باید انجام بدهی و همین حرف باعث شد من صاحبدلان را بازی کنم. اگر پیشنهادی در تلویزیون داشته باشید بازی می‌کنید؟ اتفاقا چند روز پیش گروهی با من تماس گرفت که واسطه همکاریشان با یکی از دوستان باشم. بعد پرسیدند خودتان چی؟ خنده‌ام گرفته بود مثل کسانی که خواستگاری می‌روند و آمار خواهر کوچکتر را هم در می‌آورند! یک نفر بین بازیگرانشان بود که ترجیح می‌دادم همکاری نکنم. این گروه‌بندی‌های متعارف چقدر در انتخاب بازیگران موثر است؟ من اصطلاح مافیا را قبول ندارم. این گروه‌بندی‌ها در همه جای دنیا وجود دارد و اصلا هم بد نیست. مثلا اگر سر کاری بروم و قرار باشد همبازی‌ام را انتخاب کن قطعا حامد بهداد را انتخاب می‌کنم. طبیعی است با آدم‌هایی کار می‌کنی که راحت‌تر هستی. به عنوان سوال آخر. دختر جهانگیر کوثری فوتبال را پیگیری می‌کند؟ بله من استقلالی هستم البته نه صرفا به خاطر پدرم. دوستانی دارم که استقلالی هستند و دور هم جمع می‌شویم فوتبال می‌بینیم و خوش می‌گذرانیم. فوتبال‌های خارجی هم صرفا جهت دور‌همی دوستانه تماشا می‌کنم. و ازخیلی وقت پیش طرفدار بارسلونا بودم
ویدیوهای مرتبط:

باران کوثری


تصادف باران کوثری


باران کوثری و همسرش


باران کوثری فیلمها


عکس باران کوثری


باران کوثری و نوید محمد زاده


باران کوثری لیلا اوتادی


عکس باران کوثری در اینستاگرام


باران کوثری اینستاگرام

واکنش جواد رضویان به شایعاتی درباره پدرش

جواد رضويان در واكنش به شايعاتي درباره پدرش تصويري از خود در كنار پدرش در صفحه اينستاگرام خود منتشر كرد. به گزارش گروه وبگردي باشگاه خبرنگاران جوان؛ جواد رضويان در واكنش به شايعاتي درباره پدرش تصويري از خود در كنار پدرش در صفحه اينستاگرام خود منتشر كرد و نوشت :سايه گرم پدر ميگفت : گرماي خورشيد افسانه است …. سلامتي همه پدرا و شادي روح همه پدرهاي سفركرده . ميلاد با سعادت اميرالمومنين (ع) ، روز پدر و روز مرد رو خدمت تك تك شما عزيزان تبريك عرض مي كنم . نامردا هم كه تكليفشون روشنه تصوير :اين هم تصوير آقاجون بنده كه خيلي از دوستان تصوير ديگه اي رو به عنوان پدرم در فضاي مجازي پخش كرده بودند.جواد رضويان به اين دليل اين عكس را از پدرش منتشر كرده است كه مدتي است ، تصويري از يك روحاني در كنار حجت الاسلام قرائتي به عنوان تصوير پدر ايشان در فضاي مجازي دست به دست مي چرخد .هر چند اين روحاني بسيار به جواد رضويان شباهت دارد، اما او با انتشار تصوير پدرش نشان داد كه اين عكس و حرف هاي پيرامون آن شايعه اي بيش نيست.بيوگرافي جواد رضويان:سيدجواد رضويان زاده ي ۱۳۵۳ بازيگر سينما و تلويزيون متولد شهر قم است.سيدجواد رضويان از پدري قمي و مادر يزدي در شهر قم به دنيا آمد. او هم اكنون ساكن محله سلسبيل است. وي به طور اتفاقي وارد رشته بازيگري شد. وي در سال اول دانشگاه با مهران غفوريان و امير غفارمنش و بيژن بنفشه‌خواه همكلاس بود و به كمك آنها وارد اين رشته شده است. جواد رضويان از سال ۱۳۷۳ در عرصه بازيگري مشغول به كار شده است. در مجموعه‌هاي متعددي از جمله سيب خنده، مجيددلبندم و باغچه مينو… شركت كرد. او با مجموعه سيب خنده به تلويزيون آمد؛ ولي با مجموعه طنز پاورچين بهكارگرداني مهران مديري به موفقيت رسيد و در جايزه بزرگ اين موفقيت را تكرار كرد.

جواد رضويان يكي دو تجربه كارگرداني هم داشته كه البته نتوانست در اين زمينه موفقيتهايي كه در عرصه بازيگري بدست آورده بود را تكرار كند. ويتاكنون در چند تله فيلم نيز بازي كرده و تا به حال چند آلبوم نيز بيرون داده است كه آخرين آن كاري با نام لحاف دوزي است. داراي يك فرزند دختر است و يك طوطي برزيلي هم دارد. نارنجي رنگ مورد علاقه اوست.سبك نقاشي اش اليستراسيون است سبك تصوير سازي كودك.سيد جواد رضويان با انتشار عكس زير نوشت : به نام حضرت حق ؛ باز باران… باترانه دارد از مادر نشانه… بوى باران، بوى اشك مادرانه، پر ز ناله، كودكى با مادرى پهلو شكسته، سمت خانه، كوچه ها و تازيانه، گريه هاى كودكانه، حملهء نامرد پستى وحشيانه… تازيانه ، تازيانه پس چرا مادر ، چرا گم كرده خانه، آشيانه… باز باران، دانه ، دانه ، حيدرانه، بى صدا و مخفيانه ، آه ، از غسل شبانه زينبانه، لرزه افتاده به شانه ، پشت تابوتى روانه، باز باران ، باز باران به نام مادرم زهرا(س) يا حق.

از پخش برنامه تلويزيوني «سه شو» به تهيه كنندگي عليرضا ابراهيمي دليجاني و اجراي جواد رضويان و مهران غفوريان در شبكه سه سيما مدت كوتاهي نمي گذرد. اين برنامه مسير خود را در حد متوسط و بدون اينكه نوآوري خاصي در اجرا يا آيتم‌هاي مختلف داشته باشد، روي آنتن مي‌رفت كه يك خبر جنجالي، نام آن را بر سر زبان‌ها انداخت. ماجرا از چند روز پيش شروع شد كه جواد رضويان در پست اينستاگرامي خود به صورت تلويحي اعلام كرد از برنامه «سه شو» جدا شده است.

او در اين پست آورده بود: سلام و عرض ارادت خدمت تك تك شما خوبان؛ سپاس از عنايت و حمايت هميشگيتون كه از حقير داشتيد، اميدوارم كه روسياه و شرمنده اين همه محبت نباشم، تك تك كامنت‌هاى پست قبلى رو خوندم و از يك طرف خوشحال از توجه شما عزيزان بودم از طرفي هم خجل كه واقعا الان شرايط حضور در تلوزيون رو ندارم، حتما يك روزى به همين زودى ها اگر عمرى بود دليل اين تصميم رو خدمت عزيزتون عارض ميشم. باز هم سپاس بيكران حقير رو بپذيريد، تا نفسى هست مديون شما هستم ، در مورد تصوير هم هيچى نگم بهتره…. دمتون گرم ، عشقتون ابدى، ياحق.

.بيوگرافي جواد رضويان:سيدجواد رضويان زاده ي ۱۳۵۳ بازيگر سينما و تلويزيون متولد شهر قم است.سيدجواد رضويان از پدري قمي و مادر يزدي در شهر قم به دنيا آمد. او هم اكنون ساكن محله سلسبيل است. وي به طور اتفاقي وارد رشته بازيگري شد. وي در سال اول دانشگاه با مهران غفوريان و امير غفارمنش و بيژن بنفشه‌خواه همكلاس بود و به كمك آنها وارد اين رشته شده است. جواد رضويان از سال ۱۳۷۳ در عرصه بازيگري مشغول به كار شده است. در مجموعه‌هاي متعددي از جمله سيب خنده، مجيددلبندم و باغچه مينو… شركت كرد. او با مجموعه سيب خنده به تلويزيون آمد؛ ولي با مجموعه طنز پاورچين به كارگرداني مهران مديري به موفقيت رسيد و در جايزه بزرگ اين موفقيت را تكرار كرد.دلداده فيلمي به كارگرداني قدرت‌الله صلح‌ميرزايي، نويسندگي عليرضا محمودي ايرانمهر و قدرت‌الله صلح‌ميرزايي و تهيه‌كنندگي سيد كمال‌الدين طباطبايي ساخته سال ۱۳۸۷ است.اين فيلم در ۲۹ آبان ۱۳۸۷ در سينماهاي ايران اكران شده است.جواد رضويان نيز بازيگر اين فيلم است.

جواد رضويان مجري و كارگردان برنامه تركيبي طنز «سه شو»، شب گذشته در آيتمي كمدي شوخي تند و تيزي با مهران مديري داشت. جواد رضويان اين روزها با دو برنامه «سه شو» و سريال «در حاشيه 2» روي آنتن است و سريال «جايزه بزرگ» را هم در نوبت بازپخش دارد. اين كمدين شب گذشته در برنامه «سه شو» در آيتمي كه با بازي مهران غفوريان پخش شد، شوخي عجيبي را با مهران مديري ترتيب داد. آيتمي كه تلافي جويانه به نظر مي‌رسيد و شبهه ايجاد اختلاف ميان رضويان و مديري را تأييد كرد. در اين آيتم رضويان نقش مديري را بازي مي‌كرد و غفوريان هم جاي رضويان ظاهر شد. در طول آيتم رضويان (مديري) و غفوريان (رضويان) بر سر تسويه حساب مانده از پروژه‌هاي مشترك قبلي‌شان با يكديگر بگو مگوي بامزه‌اي داشتند.

اين در حالي است كه ابراهيمي تهيه كننده كار نيز تغيير كرده و «سه شو» در ادامه مسير توليد به «مهران مهام» سپرده شده است.”مهران مهام” درباره تغييرات اخير اين برنامه تلويزيوني كه روزهاي پنجشنبه و جمعه از شبكه سه سيما به روي آنتن مي‌رود، گفت: در حقيقت اين پروژه شرايط ايده‌آلي در مرحله توليد نداشت و مي‌توان گفت كه زمان توليد از زمان در نظر گرفته شده طولاني‌تر شده و اين يعني ايجاد هزينه مضاعف آن هم در مقطعي كه بار مالي بسياري بر دوش تلويزيون قرار دارد.

وي ادامه داد: به همين دليل تصميم گرفتيم توليد آيتم‌هاي مختلف را از هم جدا كنيم تا كار گروه در گرو يك نفر نباشد و كمي سرعت توليد را بالا برده و به آن نظم بيشتري ببخشيم. مهام همچنين درباره جدايي جواد رضويان از اين پروژه نيز تصريح كرد: آقاي رضويان چون مدت طولاني مرحله توليد درحاشيه را گذرانده بود و پس از آن هم به سه شو آمده بود، احساس خستگي مي‌كرد و ترجيح داد فعلا كمي استراحت كند. در حال حاضر نيز با بيژن بنفشه‌خواه صحبت شده تا به جاي ايشان در كار حاضر شوند و فعلا نيز حدود 11 قسمت جديد تصويربرداري شده است.

وي در پايان گفت: خوشبختانه توليد «سه شو» در مسير بسيار خوبي قرار گرفته و پس از تثبيت نظم حاصل شده به دنبال افزايش كيفيت هستيم و اميدوارم بتوانيم با ارتقاء كيفي اين اثر، برنامه‌اي جذاب براي مخاطبان فراهم كنيم. اين در حالي است كه بخش خوانندگي را به جوانان مستعد كشورمان سپرده‌ايم و آنها نيز با علاقه پي‌گير حضور در برنامه هستند و تا به حال نيز استعدادهاي خوبي در اين زمينه كشف شده است.

. او از طرف مادري يزدي است و از طرف پدري قمي استاو ليسانس نقاشي دارد و سبك نقاشي اش اليستراسيون است. جواد رضويان به طور اتفاقي وارد اين رشته شده و سال اول دانشگاه با مهران غفوريان و امير غفارمنش و بيزن بنفشه خواه همكلاس بوده و به كمك آنها وارد اين رشته شده است
جواد رضويان يك دختر به نام يامين دارد. او عاشق رنگ نارنجي است و يك طوطي برزيلي دارد. جواد رضويان تاكنون در چند تله فيلم نيز بازي كرده و تا به حال چند آلبوم نيز بيرون داده است كه آخري آن كاري با نام لحاف دوزي است.و اولين بار در سال 1373 پا به عرصه بازيگري گذاشت و با مجموعه سيب خنده به تلويزيون آمد

اما با مجموعه طنز پاورچين به كارگرداني مهران مديري به موفقيت رسيد و در جايزه بزرگ اين موفقيت را تكرار كرد.جواد رضويان چند مورد تجربه كارگرداني هم داشته كه البته نتوانست در اين زمينه موفقيتهايي كه در عرصه بازيگري بدست آورده بود را تكرار كند. او فيلمهاي ليمو ترش ، به روح پدرم ، ارث بابام ، مهمانان ويژه ، كسي خوابه؟ و سريال قرارگاه مسكوني را در كارنامه كارگرداني خود دارد.او در سال 1391 در سريال خروس ساخته سعيد آقا خاني ويژه ماه رمضان ايفاي نقش كرد كه هر شب از شبكه دو سيما پخش مي شد

آخرين هنرنمايي او در تلويزيون و تا كنون بازي در سريال درحاشيه مهران مديري بود كه در نقش زهتاب ظاهر شد.در حاشيه عنوان سريال تلويزيوني طنزي به كارگرداني مهران مديري است كه در 90 قسمت 40 دقيقه اي، در ابتدا براي شبكه تهران تهيه شد ولي در نهايت در در بيست و پنج قسمت در نوروز 1394 از شبكه 3 سيما به نمايش درآمد. اين مجموعه تلويزيوني چهارمين سريال مهران مديري در دههٔ 1390 و اولين سريال او پس از بازگشت به تلويزيون است كه با استقبال گستره مردم مواجه شد.


جواد رضويان يك دختر به نام يامين دارد. او عاشق رنگ نارنجي است و يك طوطي برزيلي دارد. جواد رضويان تاكنون در چند تله فيلم نيز بازي كرده و تا به حال چند آلبوم نيز بيرون داده است كه آخري آن كاري با نام لحاف دوزي است.او اولين بار در سال 1373 پا به عرصه بازيگري گذاشت و با مجموعه سيب خنده به تلويزيون آمد.اما با مجموعه طنز پاورچين به كارگرداني مهران مديري به موفقيت رسيد و در جايزه بزرگ اين موفقيت را تكرار كرد

جواد رضويان چند مورد تجربه كارگرداني هم داشته كه البته نتوانست در اين زمينه موفقيتهايي كه در عرصه بازيگري بدست آورده بود را تكرار كند. او فيلمهاي ليمو ترش ، به روح پدرم ، ارث بابام ، مهمانان ويژه ، كسي خوابه؟ و سريال قرارگاه مسكوني را در كارنامه كارگرداني خود دارد.او در سال 1391 در سريال خروس ساخته سعيد آقا خاني ويژه ماه رمضان ايفاي نقش كرد كه هر شب از شبكه دو سيما پخش مي شد.

ويدئوهاي مرتبط:

همسر جواد رضويان كيه

جواد رضويان و همسرش

خنده هاي جواد رضويان

تصادف جواد رضويان

دانلود جواد رضويان دورهمي

خداحافظي جواد رضويان

رقص جواد رضويان

جواد رضويان در خندوانه

دختر جواد رضويان

فيلم هاي علي صادقي و جواد رضويان

بیوگرافی مجید صالحی و همسرش و فرزندان دوقلویش و گفتگو

مجید صالحی

بیوگرافی : مجید صالحی متولد 26 شهریور ماه 1354 در تهران می باشد و هم اکنون 41 سال سن دارد. وی در سن هجده سالگی دیپلم ریاضی فیزیک اش را گرفت. سال ۱۳۸۰ مدرک کارشناسی بازیگری و کارگردانی تاتر خود را از دانشکده هنر و معماری تهران اخذ نمود و کارشناسی ارشد خود در همین رشته و دانشگاه را نیز در سال ۱۳۹۴ دریافت کرد. وی هم اکنون در موسسه ی فرهنگی و هنری اندیشه ی ماهان زیر نظر امیر دژاکام مشغول تدریس می باشد.
او فعالیت هنری خود را با بازی در نمایش دکتر جوشکار به کارگردانی سیم جوش خوار و تاتر بعدی “آنتیگونه” آغاز کرد و سپس به تلویزیون رفت. وی با بازی در مجموعه مجید دلبندم در سال 1377 به کارگردانی رضا عطاران شهرت رسید و پس از آن در مجموعه های سینمایی و تلویزیونی بسیاری به ایفای نقش پرداخت. او علاوه بر بازیگر تا کنون کارگردانی سه سریال : آشتی کنان ( سال 82) ,سه در چهار سال (87) ,موج و صخره ( سال 89) را بر عهدا داشته است. او نیز به عنوان یکی از بهترین بازیگران کمدی سینما و تلویزیون ایران به شمار می آید.
همچنین وی با پرستو صالحی نیز نسبتی ندارد و تشابه فامیلی می باشد. آخرین کار او در تلویزیون نیز حضور در مجوعه آرام میگیریم می باشد که از شبکه دو زمستان 95 پخش میگردد . وی در این سریال یکی از متفاوت ترین نقش های خود را ایفا کرده است. ( در نقش مسعود )

ازدواج و همسرش
مجید صالحی چند سالی است که ازدواج کرده است و حاصل ازدواج او نیز دو فرزند می باشد : یک دختر و پسر که دوقلو هستند. او در سال ۱۳۸۰ مدرک کارشناسی بازیگری و کارگردانی تاتر خود را از دانشکده هنر و معماری تهران اخذ نمود و کارشناسی ارشد خود در همین رشته و دانشگاه را نیز در سال ۱۳۹۴ دریافت کرد. وی هم اکنون در موسسه ی فرهنگی و هنری اندیشه ی ماهان زیر نظر امیر دژاکام مشغول تدریس می باشد.

اعترافات صادقانه من
هیچ وقت پیش از این که بچه هایم بدنیا بیایند راجع به پدرشدن فکر نکرده بودم باید صادقانه اعتراف کنم که الان مدت کوتاهی است که پدربودن را لمس، درک و باور کرده ام. من حتی تا یکی دو ماه پیش گاهی اسم پسرم را اشتباه می گفتم. به دلیل این که با دوست خوبم امیر جعفری رفت و آمد زیادی دارم و فرزند او (آئین) را خیلی دوست دارم و در تمام این سال ها به اسم او عادت کرده بودم. گاهی آروین رابه اشتباه آئین صدا می زدم و همسرم هم با لحنی خشن می گفت: «آروووووین…» جالب است که حتی گاهی پسرم را به اسم باجناقم صدا می زدم! از آن بدتر این که یکی دوبار به بچه هایم می گفتم «عمو جان بیا…» اصلا یادم می رفت که این ها فرزندان خودم هستند!!

حس پدر بودن
این که بگویم پدربودن برای من چه حسی دارد باید بگویم که حس مسئولیت دارد، آن هم مسئولیتی سنگین. من تازه متوجه شدم که پدرها و مقام پدر در طول تاریخ چقدر مظلوم واقع شده و پدر چقدر جایگاه عزیز و عجیبی داشته و دارد. من در این حس پدرشدن همیشه به یاد دوران کودکی خودم می افتم. درست زمانی که حدود 11 سال سن داشتم و پدرم را از دست دادم، ولی در آن زمان هرگز مسئولیتی که یک پدر در قبال خانواده اش داشت را درک نمی کردم، اما حالا متوجه می شوم که این حس و مسئولیت چقدر عجیب و سنگین است.
از تهران خارج نمی شوم
بخش بیشتر یا بهتر بگویم 95 درصد کارهای بچه ها با همسرم می باشد. از تهیه غذا و شستشو و تمیزکاری گرفته تا دکتر و واکسن و تهیه وسایل و لباس و… اما من در تمام این مدت سعی کرده ام در کنارش باشم و در حد توان و بضاعت خودم به همسرم کمک کنم و اگر جایی کاری از دستم برآمده حتما انجام داده ام. گاهی مجبور بودم که سر کار بروم و حتی در این مدت کارهایی که در شهرستان بوده را قبول نکرده ام تا بتوانم بیشتر در خدمت خانواده باشم.
زمانی که بچه ها بدنیا آمدند اوخر کارم در سریال «مدینه» بود و بعد از پایان این سریال من تا حدود 2 ماه سر هیچ کاری نرفتم و کلا در خانه بودم. حتی آقای مقدم و آقای سعید نعمت ا… برای بازی در سریال «میکائیل» از من دعوت کردند و با تماممیل و علاقه ای که برای بازی در این کار داشتم اما چون کار در شهرستان بود نتوانستم آن را قبول کنم و پیش از عید هم کار دیگری پیشنهاد شده که باز هم در شهرستان بود و من نرفتم… درواقع سعی کرده ام که در حد توان در کنار همسرم و البته بچه ها باشم و هرکاری که از دستم بر می آید انجام بدهم.

راه افتادن یک موج اشتباه
من همیشه بچه ها را خیلی دوست داشتم و با بچه های دوستان، اقوام و نزدیکان همیشه رابطه خوبی داشتم، ولی در همان زمان می دیدم که پدرها و مادرهای آنها همیشه دنبال این هستند که اگر می خواهند چیزی برای فرزندشان بخرند، سعی می کنند گران ترین را بخرند! مثلا اگر یک پوشک 40 هزار تومانی و یک پوشک 70 هزار تومانی را موجود باشد، سعی می کنند آن 70 هزارتومانی را بخرند چون این موج غلط در ذهن ما ایجاد شده که “چیز گران بی علت نیست.”
من همیشه این کار آنها برایم تعجب برانگیز بود ولی زمانی که خودم بچه دار شدم، دیدم که این موج به من هم سرایت کرده و اوایل دقیقا من هم، همین کار را می کردم ولی رفته رفته متوجه شدم که نباید روی این مسائل سختگیری داشت و می شود با خرید همان کالای یک مقدار ارزان تر، الباقی آن پول را برای آینده خود بچه ها سرمایه گذاری کرد تا خودشان در آینده از آن پول بهره برداری کنند.

زحمت 10 برابر دوقلوها
بعضی ها فکر میک نند زحمت دوقلوها دو برابر یک بچه عادی است ولی واقعا 10 برابر است. ضمن این که دوقلوهای من همسان نیستند و یکی پسر با خصوصیات اخلاقی بسیار پسرانه و دیگری دختر با ناز و کرشمه های دخترانه و هرکدام هم، جنس رفتارها و حسادت های خودشان را دارند که از غریزه آنها نشأت می گیرد و نگه داشتن و هماهنگی کارهای آنها واقعا سخت است. مثلا یکی از آنها صبح زودتر از خواب بیدار می شود و دیگری دیرتر و برعکس شب ها یکی زودتر می خوابد و دیگری دیرتر و ا ین یعنی ما باید زمان خواب مان را با هردوی آنها هماهنگ کنیم.
از طرفی زمان غذاخوردن آنها با هم متفاوت است. گاهی لجبازی هنگام غذاخوردن باعث می شود که به دیگری هم سرایت کند و یا گریه یکی از آنها بعث گریه دیگری هم می شود. جنگ بر سر اسباب بازی هم که دیگر جای خود را دارد، حتی زمانی که برای هردوی آنها اسباب بازی مخصوص خودشان را می خری ممکن است که آن یکی اسباب بازی را بخواهند! حتی حالا که از 10 ماهگی گذشته اند و پدر و مادر و اطرافیان را می شناسند و تشخیص می دهد، محبت به آنها هم شکل جدیدی گرفته است. زمانی که یکی از آنها را بغل می کنی و با او بازی می کنی، دیگری طوری به تو نگاه می کند که دل آدم برایش کباب می شود و باید سریعا او را هم در آغوش بگیری.

زحمات بی نهایت همسرم
تمام مسائلی که به آنها اشاره کردم صرفا به این دلیل بود که بدانید زحمت نگه داشتن دوقلوها چقدر زیاد است و در این بین واقعا همسرم به صورت 24 ساعته باید به بچه ها سریس بدهد. شب ها باید چندین بار از خواب بیدار شود تا به بچه ها غذا بدهد و سپس زحمت عوض کردن پوشک و شستشو و… رفته رفته هم به فصل گرما نزدیک می شویم و قطعا حمام کردن های هرروزه هم به این کارها اضافه می شود.
واقعا مدیون همسرم هستم چرا که بی نهایت در این مدت زحمت کشیده و تمام وقت به کارها و مسائل بچه ها رسیدگی کرده است، ولی با تمام این تفاسیر وقتی رشد و شیرینی بچه ها را می بینیم، خدا را شکر می کنیم که این بچه های نازنین را به ما هدیه داده است. درواقع تمام این سختی ها و کارها در مقابل شیرینی و جذابیت و لذتی که از وجود بچه ها می بریم، هیچ است.

مدیریت در زندگی ما
من پیش از ازدواج حدود 4 سال تنها بودم و تنها زندگی می کردم، ولی ازدواج و وجود بچه ها زندگی من را از یک نفر به 4 نفر تغییر داد و خب قطعا چنین وضعیتی نیاز به مدیریت اقتصادی هم دارد و خوشبختانه همسرم هم در این موضوع بسیار کمک کرده است، همیشه سعی کرده ایم که خرج ها و خریدهای مان منطقی باشد و کالایی خریداری کنیم که کارآیی داشته باشند و حتی لباس هایی برای بچه ها بخریم که بتوانند بیشترین استفاده را از آنها ببرند. جلوی هزینه های اضافی را گرفته ایم و خدا را شکر شرایط هم خوب بوده و مثل آن ضرب المثل معروف است: «شرایط گاهی به مو رسیده ولی هیچ وقت پاره نشده».
ضمن این که خداوند روزی را می رساند و در زندگی مان خیر و برکت وجود داشته و من هم سعی می کنم این محبت خداوند را فراموش نکنم و تمام تلاش خود را به کار بگیرم. در این بین هم واقعا دوست ندارم به خاطر این که درآمد بیشتری داشته باشم، تن به هر خفتی بدهم و در کارهای بد و بی ارزش بازی کنم چرا که نه همسرم به این موضوع راضی می شود و نه حتی بچه ها در آینده راضی خواهندشد! اما حتی روی مسائلی مانند سفرکردن سعی کرده ایم که در این مدت مدیریت داشته باشیم. مثلا به جای یک سفر خارج از ایران، از یک سفر داخلی همان قدر لذت برده ایم شاد شده ایم.
کنترل زمان توسط بچه ها
انسان از یک سنی که می گذرد یعنی از حدود 25-30 سالگی که عبور می کند زمان برایش به سرعت می گذرد و خیلی کنترلی روی زمان ندارد ولی تولد بچه و حضور فرزند در زندگی باعث می شود که گذر زمان کندتر شود و سرعت زندگی کنترل می شود، به خاطر این که شما منتظر تک تک لحظه هایی هستید که رشد فرزندتان را ببینید، از چهار دست و پا و سینه خیز رفتن گرفته تا راه افتادن، از دندان درآوردن گرفته تا خندیدن و حرف زدن و شما منتظر تمام این لحظه ها هستید تا از آنها لذت ببرید و این لحظات آنقدر زیبا و آرام است که دریچه ای جدید در زندگی شما باز می کند که بسیار لذت بخش است.

حساسیت یا وسواس؟
دوقلوهای من تا به امروز 2 بار کار حرفه ای را تجربه کرده اند (با خنده). یک بار برای برنامه نوروزی احسان علیخانی و بار دوم برای همین عکاسی مجله خانواده سبز و هر دو بار چون قرار بود که کار به صورت حرفه ای انجام شود، من حساسیت داشتم چون می خواستم خروجی کار خوب باشد. دوقلوها تا به حال برای عکاسی به آتلیه نرفته بودند و در ماه های اخیر هم اتفاقاتی افتاد که منجر شد تا بچه ها از جاهای شلوغ کمی ترس داشته باشند و گوشه گیر شدند، حساسیت های من برای این بود که تجربه خوبی ایجاد شود و حتی از این تجربه عکاسی، ما چیزهایی یاد گرفتم.
اصلا روی بچه ها وسواس ندارم اتفاقا آنقدر نگهداری آنها زحمت و خستگی داشته که وقتی اقوام و یا دوستان به ما سر می زنند، زود بچه ها را می دهیم به آنها که یک ساعت هم شده از بچه ها مراقبت کنند و ما استراحت کنیم.
در این مدت واقعا همه اقوام من و همسرم کمک زیادی به ما کردند و همیشه در کنارمان بودند مخصوصا خواهر همسرم و باجناقم آقای کامبیز دارابی که زحمت زیادی برای ما کشیدند و جا دارد تشکر ویژه ای از آنها داشته باشم. همچنین لازم است تا از دکتر محمد یاریگرروش، دکتر قاضی و دکتر شاه حسینی که در بیمارستان بهمن بارها برای دوقلوها، مزاحم این عزیزان شدیم، نیز نهایت تشکر و قدردانی را داشته باشم.
کمک به خانواده دوقلوها مستحب است!!
همانطور که گفتم واقعا نگهداری از دوقلوها کار سختی است و خودم شخصا هرجا می بینم که کسی فرزند دوقلو دارد هر کمکی از دستم بربیاید برای او انجام می دهم چون می دانم چقدر سخت است. از همه مردم هم تقاضا دارم اگر در اطرافیان و دوستان و آشنایان خود کسانی را دارند که دوقلو دارند واقعا مستحب است که به آنها کمک کنند!! منظورم کمک مالی نیست، بلکه کمک کاری است حتی در حد یک ساعت نگهداری از بچه ها یا یک وعده مناسب غذا درست کردن… دیگر اگر کسی سه قلو داشته باشد که کمک به او از مستحب هم گذشته و واجب است. درواقع به نظرم همه ما وظیفه داریم که نسبت به اطرافیان خود هرکاری که می توانیم انجام دهیم و کمک کردن وظیفه انسان هاست.

سریالهای مجید صالحی
1394 آسپرین
۱۳۹۳ مدینه
1393 ابله
۱۳۹۲ باغ سرهنگ
۱۳۹۱ بیدار باش
۱۳۹۰ سه دونگ، سه دونگ
۱۳۸۹ موج و صخره
۱۳۸۷ عید امسال
۱۳۸۷ سه در چهار
۱۳۸۵ ترش و شیرین
۱۳۸۴ مرده متحرک
– بوی خوش زندگی
۱۳۸۳ خوش غیرت
۱۳۸۲ او مثبت
۱۳۸۲ آشتی کنان
۱۳۸۱ خوش‌رکاب
۱۳۸۲ کوچهٔ اقاقیا
۱۳۸۰ پلیس جوان
۱۳۸۰ زیر آسمان شهر
۱۳۸۰ خانه پدری
۱۳۸۰ روزهای مهتابی
۱۳۷۹ قطار ابدی
۱۳۷۷ مجید دلبندم
۱۳۷۶ سیب خنده

فیلم های سینمایی مجید صالحی
۱۳۹۵ من دیوانه نیستم
۱۳۹۵ پسرعمو، دخترعمو
۱۳۹۵ چراغ های نا تمام
۱۳۹۴ ثبت با سند برابر است
۱۳۹۴ صداهای خاموش
۱۳۹۴ من و شارمین
۱۳۹۳ سه بیگانه
۱۳۹۳ استراحت مطلق
۱۳۹۲ مجرد ۴۰ ساله
۱۳۹۲ نازنین
۱۳۸۹ همه چی آرومه
۱۳۸۹ ورود زنده‌ها ممنوع
۱۳۸۹ پیتزا مخلوط
۱۳۸۸ بعد از ظهر سگی سگی
۱۳۸۸ ازدواج در وقت اضافه
۱۳۸۸ حلقه‌های ازدواج
۱۳۸۷ دلداده
۱۳۸۵ سوغات فرنگ
۱۳۸۵ هر چی تو بخوای
۱۳۸۳ پل سیزدهم
۱۳۸۳ خوابگاه دختران
۱۳۸۳ شاخه گلی برای عروس
۱۳۸۳ مجردها
۱۳۷۹ یکی بود یکی نبود
۱۳۷۲ چشم شیطان

فیلم های مرتبط:
مجید صالحی و خواهرش
مجید صالحی و عارف لرستانی
بیوگرافی مجید صالحی و همسر و فرزندانش
مجید صالحی در خندوانه
خندوانه مجید صالحی
بیوگرافی مجید صالحی
مجید صالحی و دوقلوهایش
مجید صالحی و همسرش
همسر مجید صالحی
فیلم های مجید صالحی

بیوگرافی پوریا پورسرخ و همسرش و ماجرای ازدواج

بیوگرافی پوریا پورسرخ و همسرش + ماجرای ازدواج
پوریا پورسرخ متولد 4 تیر 1356 در تهران، بازیگر است
فارغ التحصیل دکتری رشته فیزیولوژی گیاهی است، مدتی بعنوان خبرنگار نیز فعال بود و سابقه کار در دبی را نیز دارد، تکوانده کمربند سیاه دارد، بسیار زیاد بچه ها را دوست دارد
شروع فعالیت
خیلی سال پیش، کلاس کارگردانی آقای لطیفی می رفتم
آنجا آشنایی شکل گرفت و بعد هم با ایشان در تماس بودم، تا اینکه یک روز زنگ زدند که بیا سر کاری که اسمش سریال فرار بزرگ در سال 1384 بود اول قرار بود دستیار آقای لطیفی باشم، به طور خودجوش بازیگر نقشی که من بعدا آن را بازی کردم، نمی دانم به چه دلیل نیامد و گروه بازیگری در کل شخم خورد. ناگهان قسمت شد و من بازی کردم

شهرت با وفا
پوریا پورسرخ در سال ۱۳۸۵ با بازی در سریال وفا به کارگردانی محمدحسین لطیفی به‌ عنوان چهره‌ای جدید مطرح شد و پس از آن این مسیر را با ایفای نقش‌ های متنوع و متعدد دیگری ادامه داد
قبل از بازیگری
قبل از ورود به عرصه هنری بعنوان خبرنگار در نشریات هنری و اجتماعی از جمله دنیای جوانان مشغول بکار بود و همزمان در یک شرکت تبلیغاتی در دبی نیز فعالیت میکرد
به دور از حسادت و کینه
به شرافتم قسم می خورم كه هرگز از موفقيت كسي ناراحت نشدم به كسي حسادت نكردم
هميشه مانند دونده‌ های ماراتن به هدفم نگاه كرده‌ ام و هرگز به فكر اين نبودم برای پيشرفت خودم، به كسي ضربه بزنم حتي در دلم نسبت به كسانی كه به من حسادت می كردند هم حس بدی ندارم
طرفدار پرسپولیس و رئال
پوریا پورسرخ که دوست صمیمی علی کریمی هست اعلام کرده طرفدار پرسپولیس می باشد و همچنین یکی از طرفداران پروپا قرص تیم رئال مادرید است و پیراهن این تیم با امضای بازیکنانش را نیز دارد
ورزش حرفه ای
از بچگی ورزش را دوست داشتم، آن زمان بیشتر فوتبال را دنبال می کردم و به قول معروف فوتبالی بودم اما بعدها چون بدنسازی مد شد، من هم این رشته را دنبال کردم. خلاصه در سن و سال خودم، ورزش های مختلفی را تجربه کردم
پورسرخ در رشته رزمی تکواندو دارای کمربند مشکی است
بازیگران مورد علاقه
مهدی پاکدل را خیلی دوست دارم و تئاترهایش را می پسندم. محسن تنابنده و امیر آقایی را هم دوست دارم. بیشتر همبازی هایم خوب بودند
فعالیت های خیرخواهانه
ببینید حضور برخی در این عرصه تنها خودنمایی است اما این دلیل نمی شود اگر از یک ابزاری بعضی مواقع بد استفاده می شود به حسن آن نگاه نکنی
من با این نیت می روم که حضورم باعث خوشحالی یک نفر بشود شاید یک نفر به خاطرم کمی بیشتر به نیازمندان کمک کند. حضور من در خیریه روشنای امید به عنوان سفیر مبارزه با دخانیات مسئولیت و احساس دین من را به این موضوع بیشتر کرد
شغل دوم
پوریا پورسرخ دکترای فیزیولوژی گیاهی دارد و در کنار بازیگری به کار طراحی فضای سبز و ترجمه مقاله برای مجله های علمی هم مشغول است.
ازدواج

مطمئنا من هم مثل هر آدم نرمال ديگری اين اتفاق را در زندگی ام تجربه خواهم كرد
قطعا به آن فكر مز كنم و ايده‌ آل‌ های خودم را دارم ولی تا زمانی كه پيش نيايد، لزومی نمی بينم كه راجع‌ به آن صحبت كنم و حواشي رسانه‌ ای برای خودم ايجاد كنم چون زمانی كه اين اتفاق بيفتد، همه متوجه خواهند شد.
حضور در اولین فیلم سه بعدی وی در همین سال با حضور در فیلم روز سوم کاندایدای بهترین بازیگر نقش اول مرد از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر شد. پورسرخ مسیر بازیگری را با بازی در فیلم‌هایی نظیر آناهیتا ساخته عزیزالله حمیدنژاد، عیار ۱۴ ساخته پرویز شهبازی، روز رستاخیز ساخته احمدرضا درویش ادامه داد وی در اولین فیلم سه بعدی تاریخ سینمای ایران آقای الف علی عطشانی در نقش آقای الف ایفای نقش کرد
سریال های تلویزیونی
● مرز خوشبختی (حسین سهیلی زاده، ۱۳۹۵)
● برادر (جواد افشار، ۱۳۹۵)(ویژه ماه رمضان)
● بیمار استاندارد (سعید آقاخانی، ۱۳۹۴)
● کیمیا (جواد افشار، ۱۳۸۹/۱۳۹۴)
● شام ایرانی (سروش صحت، ۱۳۹۳)
● دختران حوا (حسین سهیلی زاده، ۱۳۹۱)
● ماتادور (فرهاد نجفی، ۱۳۹۱) شبکه یک
● مرد نقره‌ای (کاظم معصومی، ۱۳۹۱)
● مسیر انحرافی (بهرنگ توفیقی، ۱۳۹۰)
● سقوط آزاد (علیرضا امینی، ۱۳۹۰)
● پایتخت (سیروس مقدم، ۱۳۸۹)
● رستگاران (سیروس مقدم، ۱۳۸۸)
● روز حسرت (سیروس مقدم، ۱۳۸۷)
● شکرانه (سعید سلطانی، ۱۳۸۶)
● ساعت شنی (بهرام بهرامیان، ۱۳۸۶)
● صاحبدلان (محمدحسین لطیفی، ۱۳۸۵)
● وفا (محمدحسین لطیفی، ۱۳۸۵)
● فرار بزرگ (محمدحسین لطیفی، ۱۳۸۴
● پیکسل (محمد حسین لطیفی، ۱۳۹۵)
فیلم های سینمایی
● ثبت با سند برابر است – ۱۳۹۵
● عشق و جنون – ۱۳۹۴
● عاشق‌ ها ایستاده می‌ میرند – ۱۳۹۴
● دوربین – ۱۳۹۳
● لامپ 100 – ۱۳۹۳
● روز رستاخیز – ۱۳۹۲
● قرار بعدی همان‌ جا – ۱۳۹۲
● آقای الف – ۱۳۹۱
● آخرین سرقت – ۱۳۸۹
● گلوگاه شیطان – ۱۳۸۹
● هر چی خدا بخواد – ۱۳۸۹
● ناسپاس – ۱۳۸۸
● چراغ قرمز – ۱۳۸۸
● شیر و عسل – ۱۳۸۸
● به دنبال خوشبختی – ۱۳۸۸
● آناهیتا – ۱۳۸۷
● خاطره – ۱۳۸۷
● دلخون – ۱۳۸۷
● حرکت اول – ۱۳۸۷
● عیار 14 – ۱۳۸۷
● روز سوم – ۱۳۸۵
● پسران آجری – ۱۳۸۵
● مصائب دوشیزه – ۱۳۸۵
● مهمان – ۱۳۸۵
● جنایات و جنحه
d2sh_1245.jpg

ویدیو های مرتبط:
پوریا پور سرخ
پوریا پور سرخ و همسرش
پوریا پور سرخ و صدف طاهریان
پوریا پور سرخ و دوست دخترش
پوریا پور سرخ در برنامه خندوانه
دانلود پوریا پورسرخ در برنامه دورهمی
دورهمی پوریا پور سرخ
پوریا پور سرخ در برنامه دورهمی

پیمان معادی و همسرش و دخترش را بیشتر بشناسیم

پیمان معادی

کارگردان,بازیگر و فیلمنامه نویس ایرانی متولد 9 تیرماه 1346 در نیویورک می باشد و 46 سال دارد

تحصیلات :
وی فارغ التحصیل رشته مهندسی متالورژی از دانشگاه آزاد کرج سال (1373) می باشد.وی ابتدا فعالیت خود را در سینما در سال 79 با نویسندگی آغاز کرد و فیلمنامه فیلم آواز قو را نوشت.اما در فاصله سال 87 تا 89 با بازی در فیلم جدایی نادر از سیمین و درباره الی به کارگردان اصغر فرهادی به خوبی شناخته شد و بازی های درخشان او در این فیلم ها به خاطر همگی ماند
.پیمان معادی علاوه بر حضور در فیلم های ایرانی در پروژه ها سینمایی و تلویزیونی خارجی حضور داشته است . در سال 2014 در سریال شب محصول شبکه اچ‌بی‌او به کارگردانی استیون زایلیان بازی کرد که در سال 2016 پخش آن آغاز شد، معادی در این سریال در کنار جان تورتورو و مایکل کی ویلیامز نقش شخصیتی به نام سلیم خان را ایفا می‌ کرد.
معادی در سال 2014 به عنوان بازیگر نقش اول در کمپ ایکس ری در نقش علی به ایفای نقش پرداخت. کریستن استوارت به عنوان نقش مکمل وی در این فیلم ظاهر شد. کمپ ایکس ری در جشنواره فیلم ساندنس رونمایی شد و بازی معادی مورد توجه منتقدان و عموم قرار گرفت. معادی در سال 2015 به پروژه آخرین شوالیه‌ها پیوست و همبازی مورگان فریمن و کلایو اوون شد.برف روی کاج ها در سال 1390 نیز اولین فیلمی بود که وی کارگردانی کرد.در سال 95 یکی دیگر از نقش های به یادماندنی را در فیلم ابد و یک روز ایفا نمود (نقش مرتضی) و به واسطه آن در جشنواره فجر 34 نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد شد و در جشن خانه سینما توانست جایزه بهترین بازیگر مرد را دریافت کند.
پیمان معادی متاهل می باشد و ازدواج کرده است. فرانک قوانلو نام همسر وی می باشد . این زوج دو فرزند به اسم های باران و رایان نیز داردند.
un1x_1.jpg
اصلا اصراری ندارم «باران» بازیگر شود.معادی تجربه همکاری با دختر هشت ساله‌اش را بسیار خوب را ارزیابی می‌کند و توضیح می‌دهد: « البته باران در فیلم «برف روی کاج‌ها» و حتی فیلم کوتاهی که قبلا ساخته‌ام‌، حضور کوتاهی داشت. احساس خوبی دارم که در تئاتر همبازی من است اما اصلا اصرار ندارم بازیگر شود. کاملا به خودش بستگی دارد. اصلا این طور نیست که من یا مادرش او را به سمت پروژه‌های هنری هل بدهیم، کما اینکه تا به امروز از حضورش در پروژه‌هایی که چیزی برایش به همراه ندارد، پرهیزکرده‌ایم.
jc5e_2.jpg
او ادامه می‌دهد:« اما به هر حال باران روحیه هنری دارد‌، نقاشی و طراحی می‌کند،‌ شعر و کتاب می‌خواند. در او یک قوه تمیز دیدن می‌بینم که فردا خودش بتواند انتخاب کند. بدم نمی‌آمد به تئاتر هم سری بزند و خودش ببیند می‌تواند بازی کند یا نه. با این حال، این گزیده کاری را که بر او تحمیل شده، دوست دارم و فکر می‌کنم برای خودش خوب است.»
پیمان معادی هم مانند هر پدر دیگری اضطراب‌های زیادی برای دخترش دارد و شبهایی که با «باران» همبازی است، بیش از شب‌های دیگر دچار استرس می‌شود و خود درباره این استرس‌ها می‌گوید:«شب‌هایی که باران روی صحنه است، هم بیشتر اضطراب دارم و هم لذت بیشتری می‌برم چون به غیر از خودم باید به کس دیگری هم فکر کنم ولی به محض اینکه وارد صحنه می‌شود و شروع به اجرا می‌کند،‌استرسم از بین می‌رود چون حس می‌کنم خیلی خوب اجرا می‌کند و همین، استرس مرا کم می‌کند.»
ظاهرا شباهت باران به پدرش فقط در ظاهر او نیست چراکه پیمان معادی می‌گوید: «روحیه‌ باران شبیه روحیه من است. معمولا اصراری به انجام هیچ کاری ندارد مگر اینکه حس کند در آن کار، خوب است.
همانطور که من خود همیشه معتقدم برای انجام هر کاری باید بهترینش را انجام بدهی چون برای تمرین و تحقیق وقت زیاد است. خود من هم دیر شروع کردم ولی حس می‌کنم اگر در پروژه‌ای هستم، باید آن را دوست داشته باشم و چیزی به آن اضافه کنم. دلم می‌خواهد باران هم این گونه باشد.»
wk4c_8.jpg
برنده خرس نقره بهترین بازیگر مرد از جشنواره بین‌المللی فیلم برلین برای نقش آفرینی در فیلم « جدایی نادر از سیمین»
نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد از جشنواره فیلم آسیا پاسیفیک برای بازی در فیلم « جدایی نادر از سیمین»
نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر برای نقش آفرینی در فیلم « ابد و یک روز»
تندیس شایستگی و دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد در هجدهمین جشن سینما برای نقش آفرینی در فیلم « ابد و یک روز»
لوح سپاس و تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد دهمین جشن انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران برای نقش آفرینی در « ابد و یک روز»این چهارمین جایزه پیمان مَعادی از جشن منتقدین سینما میباشد.
qvpa_7.jpg
کارگردانی
برف روی کاج‌ها(۱۳۸۹)
ماتیک (۱۳۸۵) (فیلم کوتاه)
فیلمهای پیمان معادی
دربارهٔ اِلی (۱۳۸۷) (اصغر فرهادی)
جدایی نادر از سیمین (۱۳۸۹) (اصغر فرهادی)
خشکسالی و دروغ (۱۳۹۰) (محمد یعقوبی)
قصه‌ها(۱۳۹۰) (رخشان بنی‌اعتماد)
ملبورن (۱۳۹۲) (نیما جاویدی)
ابد و یک روز(۱۳۹۴)
فیلمهای خارجی پیمان معادی
عدالت کیفری (مجموعهٔ تلویزیونی) (۲۰۱۴)
(استیون زایلیان)کمپ ایکس ری (۲۰۱۴پیتر ستلر)(۲۰۱۴)
آخرین شوالیه‌ها (۲۰۱۵کازئواکی کیریا)۱۳ساعت: سربازان مخفی بنغازی (۲۰۱۶مایکل بی)
نویسندگی
آواز قو(۱۳۷۹)عطش(۱۳۸۲)کما(۱۳۸۲)کافه ستاره(۱۳۸۴)شام عروسی(۱۳۸۵)برف روی کاج‌ها(۱۳۹۰)
طراح لباس
عطش(۱۳۸۲)بازیگری تئاترخشکسالی و دروغ (۱۳۹۰) – (محمد یعقوبی)در انتظار گودو (۱۳۹۲) – (همایون غنی‌زاده)
مشاور فیلمنامه
معادی مشاور فیلمنامه‌های بسیاری از فیلم‌های سینمای ایران مثل تهران ۱۵۰۰بوده‌ است.
ویدیوهای مرتبط:
پیمان معادی


پیمان معادی خندوانه

پیمان معادی در فیلم آخرین شوالیه ها

پیمان معادی و کریستن استوارت

شغل دوم پیمان معادی

پیمان معادی و همسرش

ساعت فروشی پیمان معادی